Home : Archive : Contact
« یلدای امشب ما | Main | »
 
۳۰ آذر ۱۳۸۴
یلدای امشب ما

شب یلدا برای من حکایت پیروزی است، شکست سیاهی، حتی اگر سیاهی بلندترین شب سال باشد، حتی اگر سیاهی بیش از سپیدی به طول بینجامد و حتی و حتی حتی... برای من که الان در سپیدی هستم، برای من که حالا یک سال از یلدای پارسال می گذره، برای من که این چهارمین یلدای وبلاگیه، حالا زندگی مزه دیگه ای داره، بوی دیگه ای داره، حس می کنم پوست انداختم، شب سیاه من مدتی است که تموم شده و این سیاهی یلدا فقط یک غروب، یلدای من تمام شد و امروز صبح بعد از یلدا است.
این بار هم مثل سالهای قبل دلمون رو سپردیم به حافظ شیرازی :
بیا که رایت منصور پادشاه رسید
نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید

جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت
کمال عدل به فریاد دادخواه رسید

سپهر دور خوش اکنون کند که ماه آمد
جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسید

ز قاطعان طریق این زمان شوند ایمن
قوافل دل و دانش که مرد راه رسید

عزیز مصر برَغم برادران غیور
ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسید

کجاست صوفی و دجال فعل ملحد شکل
بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید

صبا بگو که چها بر سرم در این غم عشق
ز آتش دل سوزان و دود آه رسید

زشوق روی تو شاها بدین اسیر فراق
همان رسید کز آتش ببرگ کاه رسید

مرو بخواب که حافظ ببارگاه قبول
ز وِرد نیم شب و درس صبحگاه رسید

و در آخر، گذشتگان رو از یاد نبریم، به خصوص پدرشهید امید عزیزم. روحش شاد.

نظرات
نام





ذخیره مشخصات شما