Home : Archive : Contact
« | Main | شرع مقدس و ما »
 
۹ دی ۱۳۸۴

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
بیرون کشید باید ازین ورطه رخت خویش

از بسکه دست میگزم و آه میکشم
آتش زدم چو گل بتن لخت لخت خویش

دوشم زبلبلی چه خوش آمد که میسرود
گل گوش پهنه کرده زشاخ درخت خویش

کای دل تو شاد باش که آن یار تندخو
بسیار تندروی نشیند زبخت خویش

خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد
بگذر زعهد سست و سخنهای سخت خویش

وقت است کز فراق تو سوز اندرون
آتش درفکنم به همه رخت و پخت خویش

ای حافظ ار مراد میسر شدی مدام
جمشید نیز دور نماندی ز تخت خویش

نظرات
نام





ذخیره مشخصات شما