اشارهای که حسین به مطلب من درباره مانیفستی که پویا در وبلاگش نوشته و البته کنایهای به من و انتقادی هم به پویا داشته، اندکی از بی انصافی است. شخصا پویا را فرد فوق العادهای می دانم ولی کمی آلوده به تعصب و تندروی، اما به عنوان برادرش این را هم می دانم، که پویا مانند خود ما به هزاران دلیل از جمله ذهنیت هایی که در کودکی سفارشی شده، به این غلط ها می افتد. تندروی میان ما چیز جدیدی نیست، منشی است که آموزه های درخشان آموزگاران خرد سالی به ما آموختهاند.
بگذریم... پویا در آن پاراگراف که از نظر من فوق العاده و از نظر حسین «کاملا احساسی و حاصل یک توهم شاعرانه از یک سری کلمات قشنگ است» اسامی را کنار هم آورده بود که شاید هر کدام هوادارنی سخت متعصب دارند، از قضا نکته زیبایش همین است. تلاش برای اینکه میان کوروش و حاتم طایی و مولانا نسبتی را بیابی و با آن زندگی کنی فعل زیبایی است اما سخت. سخت از آن جهت که هواداران اینان در غیابشان چنان موجود دست نیافتنی را ساختهاند که نمی توانی به او نزدیک شوی بی آنکه مقداری در ستایش او چیزی نگویی و از طرفی مخالفانشان هم چنان را مذمتش می کنند که بی لعن و نفرین حق سخن گفتن نداری!
همین می شود که چند روز بعد از ترور مطهری، هوادارن او که در سیمای آن زمان کم نبودند با نیتی خاص وقتی خانه تیمی گروه فرقان کشف می شود، با دوربین خود روی کتاب های شریعتی زوم می کنند و حرف های نیش داری می زنند و از آن طرف همین امثالهم آن قدر در بوق اسلام منهای روحانیت می دمند که بهانه را زود به دست مخالفان بدهند و آنان هم تمام انرژی خود را صرف مقابله با ایشان کنند. و این دور باطل را تا ابد ادامه دهند.
این که من از آن پاراگراف لذت عمیقی بردم، فقط به دلیل همین جستجوگری برای پیدا کردن نسبت های زیبا برای زندگی است یا به قول خود پویا، بازگشت به گونه ای دگر، سعی در جهت پیدا کردن راه برای یک زندگی واقعی، این گونه تلاش هاست که باور می کنم خون زندگی هنوز جریان دارد و ذهن ما تمام و کمال فاکتور آقایان نشده.
به پویا تبریک می گویم که در این زمانه هنوز سعی می کند میان آدم ها آن چه را که می پسندد بیابد. همیشه سعی خودم این بوده که خدا را در دل کافر ترین و شیطان را در روح مومن ترین آدم بیابم، چرا که خدای درون دل کافر محکم ترین خدا و شیطان درون روح مومن عمیق ترین شیطان ها است.
خدا برای دل کافر نرم ترین و زیباترین خدا و شیطان برای روح مومن سخت ترین و موهوم ترین شیطان است.
۲۳ اسفند ۱۳۸۰: « ...جمهوري اسلامي همان طور كه مكرر عرض شده است، يك مركب انضمامينيست كه تركيبي باشد از چيزي به نام جمهوري و چيزي به نام اسلامي، تا يكي بگويد كه من طرفدار جمهوريتم بيشتر، يكي بگويد من طرفدار اسلاميتم بيشتر؛ اين جوري نيست. اصلاً ميتوان گفت مركب نيست، [بلكه] يك حقيقت است. آن جمهوري است، آن اتكاء به آراء مردمياست كه خدا آن را مقرر كرده است، خدا موظف كرده است ما را كه در اين زمينه رأي مردم را، انتخاب مردم را، اراده مردم را معتبر بشماريم...» ادامه
یک خبر با مزه: همجنس بازان مخالفین جدید احمدی نژاد! بخوانید.
جدید: هواپیمای جدیدی سقوط کرده این بار حامل جمعی از فرماندهان سپاه و البته خیلی هم رده بالا. من اگر جای بوش احمق بودم سریع تحریم های هوایی را لغو می کرم و می گفتم دلیل این لغو تحریم ها حمایت از مردم ایران مقابل حاکمانشان است!!!!! ولی گویا احمدی نژاد آمریکایی کماکان با خدای آن ها (همان خدایی روی دلار نوشته اند) قرار داد بسته بیخیال نابودی محور شیاطین نمی شود!
بابا ريزبين اي نكته سنج اي مدافع امور اجتماعي
........................
سلام. من نظري ندارم. اما دعواهاي دونفره را بهتر است در جاي ديگر دنبال كنيد. ما كه از دعوايتان هيج نفهميديم! اميدوارم در دوره جديد الفبا موفق و پيروز باشي. يا علي مدد
نویسنده: محمدصالح مفتاح at دوشنبه،10 ژانویه 2006........................

