جوون تر که بودیم! خیلی فوتبال بازی می کردم (اگر ارکات برین می بینین) بدون رودربایستی هم می گم خیلی هم فوتبالی بودم، فوتبال برای من یک چیزی بود برای اینکه خیلی چیزا رو فراموش کنم. یادمه اون موقع وقتی فوتبال بازی می کردم و شب هم سری به کتابهای شریعتی می زدم حس خوبی داشتم. شاید به هم نیان اما واقعا می گم لذت فوق العاده ای بود! در ضمن من استقلالی هم بودم!
امروز بایرن مونیخ به ایران اومده، با پرسپولیس هم بازی دوستانه داشت (تو هم دیدی) پنج شش دقیقه اولش رو که دیدم دلم لرزید و ناراحت شدم. شاید این گفته ها خیلی ضایع و جواد و ضد روشنفکری باشه. اما امروز عابدزاده از فوتبال خداحافظی کرد. عابدزاده کسی بود که وقتی از استقلال رفت به پرسپولیس من سیزده سالم بود و کلی گریه کردم! اما دوستش داشتم. وقتی روحیه فوق العاده اش رو توی بازی با استرالیا یادم میاد لذت عمیقی می برم. وقتی به خاطرم میاد چطور مقابل اونا خونسردانه توپ را با یک دست گرفت و بعد هم تو چشمای هری کیول با خنده موذیانه ای نگاه می کرد با تمام وجود احساس غرور می کردم حتی وقتی دو گل هم خوردیم و اون تماشاگر مست اومد وسط زمین،یادم میان عابدزاده چنان با خونسردی تور رو درست می کرد که حرصم گرفته بود و حتی عقب تر، من نه سالم بود که عابدزاده سه تا پنالتی گرفت و ایران رو یک تنه قهرمان بازیهای آسیایی و کرد و با اون شادی منحصر به فردش چقدر خوشحال بودم.
وقتی سکته مغزی کرد، لعنت فرستادم به اونایی که مطمئنم چه بلایی سرش آوردن!
آره! در کمال افتخار می گم احمدرضا عابدزاده اسطوره فوتبالی من در دورانی بود که نیاز به قهرمان داشتم و او قهرمان بود. امروز قهرمان رفت، قهرمان من با اینکه سال ها با لباس پرسپولیس جلوی استقلال بازی کرد اما بازهم دوستش داشتم حتی وقتی که برای اولین و آخرین بار تو استادیوم آزادی علیه اون شعار دادیم و سوراخه سوراخه گفتیم! بازهم دوستش داشتم چون بازی رو با همه فشارها بردن و اون یک تنه استقلال رو زمین زد.
امروز قهرمان دوران کودکی من از فوتبال رفت، وقتی دیدم اولیور کان مشهور به احترام او برای خداحافظی پیشش رفت بیشتر لذت بردم از قهرمانم. نمی دانم زندگی شخصی او چطور می گذشت اما برای من همیشه قهرمان بود.
پ.ن: بعد از اون پنج شش دقیقه تلفن زدم و ...
سلام
من عاشق عابدزاده ام. دلم براش تنگ شده.
كسي هست كه به من اطلاعاتي در مورد زندگي شخصيش بده. البته خودم خيلي چيزا ازش مي دونم. اما بازم اطلاعات بيشتر ميخواهم.
بنظر من خيلي جذاب و با ابهت و خاص بود. همه چيزش حتي بيماريش و حتي خوب شدنش. همه كاراش عجيب و خاص بود. حالا هم معلومه بين آدماي معروف خيلي وفادار به خانواده و همسرشه.
........................
من با عابدزاده زندگي ميكنم هيچ وقت نديدمش وليي هميشه بهش فكر مي كنم من از چهارم ابتدايي عاشقش بودم واين عشق بيشتر شده تا حالا كه من دانشگاه ميرم اخه خيلي خوشگل و با ابهته
نویسنده: ناهيد at سهشنبه، 1 فوریه 2006........................
براي تو قهرمان بود و براي من خودم اينقدر كه دوست دارم از زندگي شخصيش برايت بگويم ... بگويم كه آدم هاي مطلق لبريز از عشقند و او هم همينطوري دووم آورد...حيف كه خيلي سياسي هستي!
نویسنده: يكي ديگه at چهارشنبه،19 ژانویه 2006........................
يه آشغالي
نویسنده: (0) at شنبه،15 ژانویه 2006........................
عابدزاده قهرمان نوجوانيهاي من هم بود. منم دقيقا همين حسهاي تورا داشتم اون روزها و ديروز. يادش بخير
نویسنده: مريم صورتك at جمعه،14 ژانویه 2006........................
منم دقيقا همين حس و داشتم!! حالا يه چيز ضايع تر و ضد روشنفكري تر اينكه من وقتي اول دوم راهنمايي بودم عشق عابد زاده منو كشته بود!!!!!
همون موقع بازي با استراليا و اين حرفا!!! اونروزا هي از بابا مي پرسيدم بابا؟ يه دروازه بان تا چند سالگي ميشه بازي كنه!!!؟؟((:
........................
تلفن زدي و ديگه شام بي شام ...
نویسنده: بدون امضا at جمعه،14 ژانویه 2006........................

