Home : Archive : Contact
« اين همان ميعادگاه محشر است | Main | و اينك حسين »
 
۱۷ بهمن ۱۳۸۴
اين همان ميعادگاه محشر است


کاروان آهسته ره تا کربلا
دشت خون و دشت درد و نینوا
خیمه ها در دشت خون بر پا شدند
صوت قرآن در فضا برپا شود
گویی آن شب آسمان خون گریه کرد
در میان خیمه ها حق مویه کرد
گوییا حق چشم خود را بسته است
طاقت دیدن ندارد، خسته است
عرش فلک و مُلک حق اندر عزا
روز دیگر سر جدا ، پیکر جدا

این همان میعادگاه محشر است
قتلگاه زاده ی پیغمبر است

چون قدم در خاک خونین داشتی
بذر غیرت در زمین می کاشتی
زهر عشق حق به هم آویختی
در سکوتت می به ساغر ریختی

قبله ی تو عشق و مستی قتلگاه
این مشایخ قبله هاشان بر گناه
گویمت از هفت رنگان مو به مو
خرقه پوشان دغل کار دو رو
سجده بر پست و ریاست می کنند
با خدا هم سیاست می کنند

کو نشانی که شما اهل دلید
جملیگتان بر نماز باطلید
می چکد شک بر سجاده ها
وای از روزی که افتد پرده ها

ما خدایان زیادی ساختیم
مال مردم را به هم پرداختیم
چون قدم بر خاک خونین داشتیم
بذر غیرت در زمین می کاشتیم

زهر عشق هم به هم آویختی
در رکوعت می به ساغر ریختی

شیر حق برخیز وقت کار شد
بر سر نی رفتنت انکار شد
کاخها گردیده مسجد سر فراز
صد رکعت تزویر دارد هر نماز

سجده بر مسجد حسینا مشکل است
این بنا در دل نباشد از گل است
این خسان با مال مردم زنده اند
جملگی اندر نماز باطلند

دم ز راه و رسم سلمان می زنیم
لاف اسلام و مسلمان می زنیم
کاشکی از نسل سلمان می شدیم
لحظه ای یکدم مسلمان می شدین

*مهدی شریفی

نظرات

اينجا خيلي بهتر شده. روز نوشت ها اما جذاب تر از خود وبلاگه.

نویسنده: غريبه at یکشنبه، 6 فوریه 2006
........................
نام





ذخیره مشخصات شما