به دلیل نداشتن آزادی بیان تا اطلاع ثانوی نمی نویسم.
در ضمن من اگر حرفي با كسي داشته باشم رك و پوسكنده مي زنم نه پشت نقاب و نه مثل رفقايتان به اسم اكرم و اقدس و زري . اگر تا امروز نفهميده ايد مي توانيد از نزديك ترين دوستتان بپرسيد!!!!
نویسنده: گلناز at شنبه،12 مارس 2006........................
جناب آقاي افشار . كي مي خواهيد دست از لجن پراكني و عمو مردك بازي برداري؟
نوشته ي پيشين شما انقدر ضعيف كم اهميت بود كه ارزش جواب دادن نداشت. آنوقت شما به من تهمت ناروا زده ايد و وارد بچه بازي اي كرده ايد كه از آن بي خبرم .خوب است كه از خودتان هم خجالت نمي كشيد.
........................
جلال بابا كجا رفتي. ميدون رو به همين راحتي خالي كردي؟ننوشتن كه دردي رو دوا نميكنه. اگه ننويسي بدتر گستاخترشون ميكني. بمون و بگو كه استبداد رو نميشه با نقاب آزاديخواهي قالب ملت كرد.
نویسنده: پويا at جمعه،11 مارس 2006........................
جلال جان من نيز موافقم با اميرحسين و اميد! اينجورياست ديگه داداش!
نویسنده: نادر at جمعه،11 مارس 2006........................
سلام چي شده عزيز
تو هميشه در قله اي حتي اگر ندوني
........................
اخ سرم ... هنوز زندم ...
من تازه گي ها از قله نوردانو كوه نوردان به شدت منزجر هستم ...
اسم نمي بيريم اما در مورد ازادي بيان ...
انان كه براي گرفتن ازادي خود از جامعه تحصن كرده اند با زباني تلخ ازادي ديگران را هم سلب مي كنند ....
به شخص خاصي اشاره نميكنم (گ.82) :دي
........................
جلال با تمام وجود دركت مي كنم آدمهاي كه پرچم دار دموكراسي خواهي هستند خود مستبد ترين انسانها هستند كه نقاب به چهره ميزنند... همه بايد بين افرادي به دنبال فكرهاي زيبا گشت كه كلامشان انچنان زيبا نيست چون در اين مرض و بوم كسي زيبا سخن مي گويد كه پشت سخنش فكري پليد نهفته باشد
نویسنده: امیر حسین at پنجشنبه،10 مارس 2006........................

