خيلي ساده است! يك پيوند ساده بين دو تا آدم از دو جنس متفاوت. به شرطها و شروطها، تا اينجا كه هيچ حرفي توش نيست. حالا، شرط ما اينقدر پول ميديم اينقدر ميگريم كه اين كار رو بكنيم حالا اين كار رو كرديم اينا رو هم ميگيريم و... خوب تا اينجا هم مشكلي نيست. معامله است ديگه شوخي كه نيست قرار يك عمر به پاي هم باشند ديگه غير از اينه. تا اين جاش هم درسته. اين يك معامله بوده به طول تاريخ و پيش از آن. چون ميگن تاريخ بعد از اختراع خط بوده اما تا جايي كه ما ديديم غارنشين ها هم از اين معاملات داشتهاند. حالا ما هم اين وسط قرار معامله كنيم چه بخواهيم چه نخواهيم اين پيوند ازدواج يك معامله است. اصولا در مباحث اقتصادي ميگن هر وقت پاي شرط وسط مياد اولين معامله شكل ميگيره. اين معامله كه عمرش به عمر انسانه از اول اينجوري نبوده كه وكيل و قاضي باشند. اون قديم نديما يك خونواده اين ور و يكي هم اونور گل ميگفتن و گل ميشنيدن وسطش هم حرف از ده راس اسب و چهار نفر شتر 100 سكه طلاي عباسي و امثالهم مي زدند. قديمتر تر ها آقا پسر و دختر خانم غلط مي كردن قبل از حرف مامان و باباها رو در رو كه هيچ زير چشمي هم همديگر رو ببينند. گذشت و گذشت اسب و شتر و عباسي شدند خونه و ماشين و سكه بهار آزادي. اين وسط يك بابايي هم پيدا شد به اسم وكيل كار اينا اين بود كه شرايط معامله رو از تو خونه ها آوردن بيرون. البته بيرون بيرون نه. خيلي هاش رو تغيير دادند و البته به اون دختر و پسر هم گفتن عزيزان دل تشريف بيارين اينا رو هم ببينيد. اول خيلي سخت بود اما...

حالا مدتي كه خيليا با اون قوانين و شرايط آشنا شدند اما چون هنوز هستند پدر مادرهايي كه حرف از اون شرايط قديم ميزنند فعلن نميشه به اين راحتي از اون قوانين جديد گفت براي همينه كه هنوز شرايط معامله به قول فرنگيا هنوز به حالت default به نفع آقايونه. اما اگر دختر خانم مقداري فرمول عرضه و شجاعت و البته تفكر روشن رو داشته باشند مي تونن شرايط رو عادلانه و مانند هم بكنن.
اين يك جنگ نه از نوع قديم تر ها يك جنگ مدرن. شايد جنگ واژه خوبي نباشه بهتر بگم مبارزه، مبارزه با عمري تحقير. بحث قانون نيست. شكي نيست كه قانون نا عادلانه است اما حقيقت اين كه چرا حالا كه يك مصاحبه به اين سادگي شده و حرف از حقوقي كه زنان مي توانند در هنگام عقد بگيرند، زده شده، داد و فغان همه بلند شده آي ايهاالناس! اين خانما هيچي نوفهمن! ايضا احمق هم هستند.(با ادعاي دموكراسي البته!) هيچ فكر كردين اگر مثلا شرطي مثل حضانت رو يك زن نداشته باشد و فردا شوهرش معتاد از آب در بيايد بچه به طور قانوني در اختيار پدر معتاد قرار ميگيرد. لطفا اول تكليف زايش بچه رو معلوم كنيد كه فردا دست يك معتاد نيفته، تربيت دموكراتيك پيشكش!
پ.ن
عكس تزئيني است.
50-50 موافقم و مخالفم
نویسنده: ساناز at یکشنبه، 3 آوریل 2006........................

