Home : Archive : Contact
« مشروطه و قضاوت ها | Main | نوسازی، پيش از مشروطه (1) »
 
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵
مشروطه و قضاوت ها

مثلا مقدمه! چند وقته دیگه سالگرد صد سالگی مشروطه است. به هر حال، خوب یا بد، زشت یا زیبا، این قرن آزادیخواهی امسال تمام می شود! صد سالی که وقتی آغاز شد تحمل دیکتاتوری و خودکامگی را نداشت. ما هم که فعلن تاریخ می خوانیم زشت است که بی تفاوت باشیم! که این روزها آخرین روزهای پایان یک قرن آزادیخواهی است.
در نتیجه تصمیم گرفتم سعی کنم تا رسیدن به صدمین سالگرد مشروطه درباره یکی از چهره های مشروطه، خوب یا بد بنویسم. البته اینها فقط تحلیل های شخصی خودم خواهد بود که مسلما بخش زیادیش با تاریخ رسمی که به خورد ما می دهند متفاوت است. جرقه این کار هم دیروز به ذهنم خورد، وقتی که با ایشون در حال قدم زدن بودیم، روزنامه ای رو دیدم که کنار خیابان افتاده بود و تیتر آن ملاقات عده ای (که نمی دانم کی بودند) با مقام رهبری بود و از قولشان نوشته بود که انگیزه مشروطه خواهان اجرای احکام اسلامی بود. و بنده هم حس کردم که این نظر در جای خودش مورد احترام اما با دانسته های من تناقض دارد. برای همین سعی می کنم که با منابع رسمی مورد تائید خود نظام قضاوت دیگری از مشروطه داشته باشم.
و اما اصل ماجرا! مسلما افراد زیادی در آغاز مشروطه نقش داشتند. افرادی که در سال های پیش از مشروطه با معرفی چهره ی جدید غرب به ایرانیان تلنگر جدی به آنان زدند. مشروطه مقدمه ای بسیار طولانی داشت. شاید کریمخان زند وقتی تجارت با اروپایی ها را منصفانه برقرار کرد نخستین نشانه های تجدد را به ایران آورد. شاید هم عقب تر. خیلی عقب تر زمان شاه عباس! وقتی او برادران شرلی را به ایران آورد. من معتقدم اجرای احکام اسلام خواسته درجه یک ایرانیان نبوده. همه می دانند که تا پیش از مشروطه احکام بسیار بهتر اجرا می شد و نمونه اش اعتراضات شیخ فضل الله نوری به مشروطه بود. بهتر است بگوییم مشروطه خواستار اصل عدالت از اصول اسلام بود نه اجرای احکام. وگرنه اجرای مسائل قضایی چون حد و قصاص و قضا که همگی در انحصار روحانیت بود. نماز و روزه و حج و غیره و ذلک هم به مراتب منظم تر و بیشتر از پس مشروطه بود. شاه هم که خود را دین پناه می دانست. روحانیون هم اینقدر قدرت داشتند که قراردادهای تجاری را لغو کنند و فتاوای آنان حرمسرای شاه را هم متاثر می کرد. خدا را شکر در اوان مشروطه هم از این حیث بی نصیب نبودیم. حضور آیات اعظام از نائینی و آخوند خراسانی و مازندرانی تا بهبهانی و طباطبایی و نوری.
به هر حال با شناخت این چهره ها مسلما بهتر می شود درباره مشروطه قضاوت کرد. امیدوارم تا حد ممکن بی طرفی را در این رعایت کنم.

پ.ن
البته روزنامه شرق هم صفحه اي به نام مشروطه زده كه تا صدمين سالگرد مشروطه ادامه دارد و ستوني هم دارد به نام چهره ها كه فوق العاده است. البته سايت آن را هم زده به نام صد سال. ولي نسبت به خود روزنامه افتضاح است!
حالا كه دارم درباره مشروطه بنويسم ياد اين عبارت زيباي سينا مالكي عزيز افتادم كه عنوان وبلاگش هست. آزادي آموختني است. ما هنوز بعد از صد سال آزادي رو ياد نگرفتيم.
طرح : خودم!

نظرات

جلال عزيز!
تاريخ ايران زمين از 150 سال پيش به اين سو حكايت مبارزه براي عدالت آزادي و برابري بوده اما ريشه يابي‌هاي تاريخي اين‌كه چرا نرسيده‌ايم بسيار مهم است. به نظر من ضمن آن‌كه بايد خود را به جاي آن‌كه مانند دوستان چپ نما به چگوارا ژيوند بزنيم به اين جنبش تاريخي پسوند بزنيم و با نقد خودآگاه آن دموكراسي درون‌زا ايجاد كنيم. در اين مسير نقد است كه آزادي آموخته مي‌شود. جمله مزبور را هم بنده از مهندس بازرگان به يادگار دارم. كاري كه سما شروع كردي در نقد مشروطه بسيار مهم و حياتي است اميدوارم ادامه پيدا كند

نویسنده: سينا مالكي at جمعه،13 مه 2006
........................

از تاريخ مشروطهء ايران همونهايي رو كه تو كلاس تاريخ بين الملل خوندم ميدونم ولي با اين تئوري كه بعد از صد سال هنوز آزادي رو ياد نگرفتيم موافقم.راستي ميدوني صد سال بعدي قراره قرن چي باشه؟
ممنون از مطلب آموزندت.

نویسنده: نيالا at پنجشنبه،12 مه 2006
........................

بسيار عالي بود دوست گرامي

نویسنده: اميد محدث at پنجشنبه،12 مه 2006
........................

اميدوارم مثل هميشه خوب ادامه بدي

نویسنده: شايان at پنجشنبه،12 مه 2006
........................
نام





ذخیره مشخصات شما