مشروطه ناگهان از آسمان بر سر ایرانیان نازل نشد! کشوری چون ایران که دائما محل رفت و آمد اقوام بوده و مسیر لشکرکشی های بزرگی که گاه خودش قربانی آن شده به سادگی در جریان تحولات جهان بود. برخلاف عده ای که فکر می کنند ایرانیان خواستار احکام اسلامی بودند، آن چیزی که مردم را نسبت به اوضاع آن دورانشان ناراضی تر می کرد دیدن اوضاع روز جهان بود و مقایسه آن با ایران آن زمان. اما چطور ایرانیان عمیقا با جهان نو آشنا شدند. در ساختار قومی و قبیله ای و حکومت شبه ملوک الطوایفی ایران، تمام اصلاحات می بایست از بالا صورت می گرفت و چنین نیز شد. اما دو نفر در این آشنایی سهم اصلی را داشتند. نخست عباس میرزا و پس از آن امیرکبیر که تصورشان این بود با آوردن مظاهر جدید کشور را در مسیر پیشرفت قرار می دهند. به سراغ این دو می رویم.
عباس میرزا. پس از جنگ های نخست ایران و روس و شکست سنگین ایران که نتیجه اش قرارداد ننگین گلستان بود، عباس میرزا که آن دوران ولیعهد فتحعلی شاه بود، دست به یک اقداماتی جدید برای نوسازی زد. باید توجه شود که او دائما در فکر ایجاد شرایط جدید برای ایران بود. در زمان قاجار ولیعهد در آذربایجان و شهر تبریز بود و آنجا با اصول حکومتداری آشنا می شد. عباس میرزا هم از این حیث بی نصیب نبود. عباس میرزا روس ها را الگوی پیشرفت خود قرار داد. از نخستین کارهایی که کرد ترجمه «تاریخ پطر کبیر» به فارسی و پس از آن «تاریخ تنزل و خرابی دولت روم» نوشته ادوارد گیبون بود. از دیگر اقدامات فرهنگی و علمی او چاپ چند رساله علمی اروپایی بود. این کار با همکاری ملاعلی نوری از عالمان به نام ایران انجام گرفت. از جمله «رساله آبله کوبی» تالیف دکتر کارمک بود. همه این اقدامات در تبریز یعنی حوزه حکومت او انجام گرفت.
عباس میرزا که فرمانده ارتش ایرانیان در جنگ با روس ها بود از نزدیک شاهد ضعف شدید صنعتی ایران به خصوص صنایع نظامی بود. عباس میرزا به تقلید از سلطان سلیم سوم، امپراطور وقت عثمانی دست به اصلاحات نظامی زد. هسته این نظام جدید نظامیاز شش هزار نظامی حقوق بگیر و ثابت بود. در آن زمان ایران سپاه منظمی نداشت و در هنگام جنگ این ایلات و قبایل بودند که مردان جوان خود را راهی میدان نبرد می کردند. آنان هم چندان حسابی از فرماندهان نداشتند و تنها از بزرگ ایل خود فرمان می بردند! نیروی شش هزار نفری عباس میرزا مجهز به توپخانه متحرک و سلاحهای جدید که از امپراطوری اتریش-مجار خریداری شده بود. لباس متحدالشکلی داشتند و برای آنان پادگان ساخته شده بود تا با بودن در پادگان ها همیشه نظامی گری خود را حفظ کنند. در همین پادگان ها کارشناسان نظامی اروپایی آنان را آموزش می دادند. عباس میرزا برای آنکه اقدامات خود را ریشه ای حفظ کند، تصمیم به یک سری اقدامات زیربنایی گرفت. از جمله آن تاسیس کارخانه ساخت توپ و تفنگ برای تجهیز ارتش خود. همچنین اعزام اولین گروه از محصلان به اروپا. اینان اولین تحصیل کرده های ایرانی بودند که بعدها نقش زیادی در آشنایی مردم با غرب داشتند. اداره ترجمه را تاسیس کرد تا کتاب های علوم نظامی، مهندسی، پزشکی و همینطور آموزش دیگر زبانهای مدرن دنیا را به فارسی ترجمه کند.
یکی از کارهای جالب عباس میرزا توجیه کارهایش نزد روحانیون بود. عباس میرزا با دیدن شورش های داخلی و دخالت های مذهبی که سلطان سلیم سوم را از پای درآورده بود، تصمیم گرفت با استفاده از نفوذ علما نظر آنان را به خود جلب کند. عباس میرزا به شیخ الاسلام تبریزی نزدیک شد و از طریق او به دیگر علما می گفت که این نوسازی جهت جهاد با کافران است. جالب تر آنکه عباس میرزا توانست تک تک اقدامات خود را با اعمال پیامبر تطبیق دهد و تمام شبهات ممکن را از بین ببرد.
با این حال غولی که همیشه سر بزنگاه بزرگان و مصلحان ایرانی را زمین زده! برای عباس میرزا نیز دست به کار شد. ارتش جدید او کم کم گسترش میافت و خطری جدی برای نیروهای محلی بود از طرفی این ارتش به شدت وفادار به عباس میبزا بود. همین قدرت یافتن بیش از حد تبریز نشینان وفادار به ولیعهد در مقابل دیگر شاهزادگان پایتخت نشین سبب شد دسیسه ها یکی یکی آغاز شود. با این حال علاقه شاه به او تا آخر عمرش مانع از این شد تا عباس میرزا سقوط کند. اما پس از شکست او در جنگ های دوم ایران و روس که دلیلش عدم همکاری نزدیکان شاه با او و نرساندن نیرو و آذوغه کافی بود.
به این ترتیب فتحعلی شاه که کم کم به بیماری مبتلا شد پیش از رسیدن به شاهی درگذشت و البته پس از شکستش زوال اقداماتش را به چشم خودش دید.
ضميمه دريافت متن قراردادهاي گلستان و تركمانچاي
تكميل. روزنامه شرق در صفحه مشروطه امروز در بخش زمينه سازان مشروطه عباس ميرزا رو معرفي كرده. و يكي از نكات جالب اون اشاره به دخالت روحانيوني كه با انديشه تجدد طلبي اون مخالف بودند، كرده است. نكته جالبي كه در قسمت هاي بعدي به دخالت روحانيون اشاره خواهم كرد.
پ.ن
منابع
ایران بین دو انقلاب / یرواند آبراهامیات
مشروطه ایرانی / ماشاالله آجودانی
تاریخ مشروطه / احمد کسروی
جلال جان!
به نكته ظريفي اشاره كردي و آن هم مدرنيزاسيون ابزاري و نه انتقادي بود كه از آن زمان شروع شد و هنوز هم ادامه دارد
........................

