Home : Archive : Contact
« نوسازي، پيش از مشروطه (2) | Main | ستارگان پارسي »
 
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۵
نوسازي، پيش از مشروطه (2)

درباره عباس ميرزا بازهم حرف بود كه مجال گفتنش اينجا نبود. فقط بايد گفت عباس ميرزا نخستين قرباني تجدد خواهي بود. پس از او اميركبير دومين نفري بود كه اصلاحات را پی گرفت. امیرکبیر نیز مانند عباس میرزا شاه نبود اما قدرت و نفوذش دست کمی از شاه نداشت به خصوص آنکه شاه وقت خودش، ناصرالدین شاه، به شدت مدیون به او بود. پس از مرگ محمدشاه، ناصرالدین میرزا مانند دیگر ولیعهدهای قجر از تبریز به تهران آمد. ناصرالدین میرزا که دیگر ناصرالدین شاه بود با رقیبان فراوانی رو به رو بود. شکست پدرش در هرات اوضاع را آشفته تر کرده بود و این امیرکبیر که آن موقع امیرنظام نامیده می شد شاه جوان را از تبریز به تهران آورد و با درایت شخصیش تاج شاهی را بر سر او گذاشت و رقیبان را یک به یک از میدان به در کرد. البته ناصرالدین شاه هم برایش کم نگذاشت! خواهرش را به عقد امیر درآورد و امیر شد داماد شاه.
اینکه امیرکبیر که بود و چه کرد و چه نکرد بارها خوانده و شنیده شده. امیرکبیر پدرش آشپز قائم مقام فراهانی بود و از همان جا مراتب رشد و ترقی را آغاز کرد. شهرت امیرکبیر از آن جا آغاز شد که وی نماینده ایران در مذاکرات با روس ها بود. امیر یک بار به روسیه رفت و بار دیگر به عنوان نماینده ایران به عثمانی. امیرکبیر نماینده تام الاختیار شاه ایران بود که قرارداد ارزنة الروم را امضا کرد. قراردادی که پس از اشغال خرمشهر (محمره آن زمان) توسط عثمانی ها، نه تنها این شهر را به ایران پس داد بلکه حق کشتیرانی ایران بر اروند را نیز به رسمیت شناخت. می توان به جرات گفت این معاهده توانست اندکی از درد زخم قراردادهای پیشین گلستان و ترکمانچای بکاهد ولی قطره ای بود مقابل دریا.
به هر حال نام امیر از این زمان بیشتر شنیده شد. امیر که پس از سفر به روسیه از نزدیک پیشرفت های آنان را دید و از طرفی بازمانده های کوشش های نافرجام عباس میرزا را از نزدیک درک کرده بود، عمیقا به فکر نوسازی ایران پرداخت. سرعت کار امیرکبیر بسیار بالا بود. امیرکبیر مانند عباس میرزا ارتش را نظم نوینی بخشید و پانزده کارخانه توپ سازی و تفنگ سازی تاسیس کرد. کارخانه های نساجی برای تهیه لباس ارتشیان ساخت. نظام جدید مالیاتی را برقرار کرد تا برای اصلاحاتش نیازی به وام خارجی نباشد. از همه مهمتر امیرکبیر مدرسه دارالفنون را تاسیس کرد که شرح آن خود ماجرایی جداست. نخستین روزنامه دولتی ( وقایع الاتفاقیه) را هم تاسیس کرد.
اما در این دوران چه گذشت. مشخص بود اقدامات امیر به مذاق شاهزادگان خوش نمی آمد. با توجه به اینکه امیر داماد شاه بود بازی های زنانه به رهبری مهدعلیا مادر شاه هم در پس پرده برقرار بود. امیرکبیر اشتباه بزرگی کرد که عباس میرزا مرتکب نشد. امیر اصلاحات خود را نزد روحانیون توجیه نکرد. هرچند دارالفنون در زمان حیات امیرکبیر بازگشایی نشد ولی از همان زمان روحانیت سنتی آن را خطری برای کیان آموزش های خود می دید. اشراف و درباریان و حرمسرای شاه به سبب قطع یا کسر مواجب و تضعیف موقعیت هایشان از یک سو و روحانیت سنتی به سبب مخالفت با نوسازی های امیر از سوی دیگر کم و بیش از در مقابله با او درآمدند. هرچند سهم روحانیون به سبب مقابله شدید با بابیها توسط امیرکبیر کمتر بود.
پیدایش بابیها در زمان امیرکبیر از وقایع دردناک بود بدان جهت که در آن شهرآشوبی که امیر برای اصلاحاتش نیاز به آرامش داشت، فرقه ای که از نظر روحانیون شیعه ضاله و بدعت گذار بود ظهور کرده بود. و حالا او باید تمام نیروی خود را صرف مبارزه با اینان می کرد. سرانجام آنقدر پنبه ی امیر نزد شاه زده شد که عاقبت ناصرالدین شاه حکم عزلش را داد و سرانجامش را بهتر از من می دانید! به عزل او و بعد تبعیدش هم راضی نشد. فرمان قتلش را داد و خلاص.
چراغی که امیرکبیر روشن کرد دیگر خاموش نشد. فرق امیر با عباس میرزا این بود که امیرکبیر با روزنامه اش اصلاحات نوینش را به گوش مردم می رساند. در حقیقت امیرکبیر در تهران و نه در تبریز آن هم با رسانه اش مردم را جریان این نوسازی قرار می داد. به همین سبب بود که اصلاحات امیرکبیر هرگز خاموش نشد. شاه و دربار که از این مظاهر تجدد به وجد آمده بود این روند را ادامه داد اما با این تفاوت که از اصلاحات خبری نبود فقط مظاهر تجدد به ایران می آمد. این عمل نه تنها شکل پیشرفت نه تنها مسیر نوسازی و ترقی ایران را تسریع نکرد بلکه عملا سبب کند شدن و حتی عقب ماندگی بیشتر شد. آوردن تلگراف و دوربین عکاسی و پست و ماشین و قطار و هزاران نوع از این مظاهر تجدد برای کشور تنها هزینه های هنگفتی را به بار آورد. اگر امیرکبیر کارخانه ساخت شاه و دربار ساخته های کارخانه را از فرنگ مستقیم می خرید. نتیجه اش کمبود بودجه و سپس استقراض از انگلیس و روس و پس از آن دادن ده ها امتیاز مختلف به غربی ها. بدبختانه! آغاز سفرهای شاه به اروپا مقدمه ای شد تا واردات اسباب بازی های غربی بیشتر و بیشتر شود.
در دوران شوم ناصرالدین شاه اتفاق دیگری افتاد. ناصرالدین شاه برای سرکوب شورش هرات به آنجا لشکرکشی کرد اما با مخالفت انگلیسی ها مجبور به عقب نشینی شد و قرارداد جدیدی منعقد کرد. اما این بار به جای امیرکبیر، میرزا آغاخان نوری شریک قتل امیر و دست نشانده مستقیم انگلیسی ها نماینده ایران بود. نتیجه نیز غم انگيز بود. جدایی هرات، شهر باستانی و قدیمی خراسان بزرگ و مهد قدیم ادب و علم پارسی از ایران.

پ.ن
منابع
ايران بين دو انقلاب / يرواند آبراهاميان

تكميل:
بيشتر بدانيد
تصوير مهدعليا مادر ناصرالدين شاه كه شريك قتل اميركبير بود.

نظرات

جلال جان شنيدم مريضي خيلي ناراحت شدم چون فكر مي كردم مردي خايه مال خودتي جدو ابادت تو سوراخ موش قايم شدي ملت و تحريك مي كني خايه داري بيا بيرون از زير چادر مردتكه ان بايد سرتا پاي هيكل تو شه كه خاكم نفهمه چه گهي رو دفن كرده خايه داري پاك نكن تا ملت ببينند چه ان شدي مردتيكه ان

نویسنده: اشكان at شنبه،18 ژوئن 2006
........................

آقا خيلي مخلصيم . متن جالبي بود . اي كاش در مقابل هر ناصرالدين ميرزايي در هر زمان يك اميركبير ظهور ميكرد . اي كاش اميرنظاممان بهجاي تلاش در اصلاح از بالا و در ميان حاكمان متاع خويش را در ميان محكومان جستجو ميكرد .
اي كاش گفتگو امير با متن بود نه با حاكميت .
موفق باشي اخوي
يا حق

نویسنده: علی سربداریه at پنجشنبه،19 مه 2006
........................

قبول دارم خيلي يك جانبه گفتم آغاخان انگليسي بود. فكر مي كنم اشتباه كردم و مي پذيرم.

نویسنده: جلال افشار at پنجشنبه،19 مه 2006
........................

متن جالبي بود هرچند مثل هميشه تلخ...

نویسنده: غريبه at پنجشنبه،19 مه 2006
........................

جلال جان!
اول اين‌كه شنيدم بيماري و آرزوي بهبودي عاجل دارم.
راجع به متن ديد موشكافانه‌ات خوب است. اما كمي اگر پديدار شناسي منطقي را در بيان تاريخ وارد كني بهتر خواهد بود. اگر نقدي باشد ثمر بيشتري دارد زيرا صرف بيان وقايع تاريخ روايي خواهد بود. البته راجع به امير كبير آقاي مجتهد زاده نيز حرف‌هايي دارن كه بد نيست شنيده شود. ايشان شخصيت خاكستري از او ارايه مي‌كند و اتفاقا آغاخان را دست نشانده انگليس نمي‌داند ولي شندهايشان را نمي‌دانم. پيروز باشي

نویسنده: سينا مالكي at پنجشنبه،19 مه 2006
........................
نام





ذخیره مشخصات شما