درگیری در شهرهای ترک نشین هنوز کم و بیش ادامه دارد البته ظاهرا از شدت آن کاسته شده ولی خوب هنوز کوتاه نیامده اند. راه پیمائی به سبک ۲۲ بهمن و روز قدس در تبریز و دو سه تا شهر ترک نشین هم کمی تاثیر داشت. می خوایم کمی روشنگری کنیم. البته میدونم رفقای ترک احتمالا یک گیر اساسی به ما خواهند داد اما بد نیست توی این بلبشو که حرف ما بهتر شنیده میشه صحبت کنیم.
۱. بارها تاکید کردم که جدایی طلبی در ایران از دوران رضا شاه شروع شد. شاید بگین طرف دائی جان ناپلئون اما باور کنید ماجرا مستقیما بر میگرده به انگلیسی ها. اصولا سیاست انگلیس بعد از رفتن از خاورمیانه و کلا شرق و بیخیال شدن مستعمرات یک چیز بود، طوری اونها رو ول کنن که حالا حالاها نتونن پیشرفت کنن. یکی از این سیاست ها اختلافات نژادی بود. تحریک ها یک طرف نوع مرزبندی ها یک طرف. الان سالهاست که در آفریقا ده ها جنگ داخلی وجود داره همه اش به این خاطر که یک مرز دقیق و درست بین قومیت های آفریقایی کشیده نشده و اونها رو عمدا از سرزمین های مادریشون جدا کردند. اینجا هم همینطوره. انگلیسی ها چنان خط مرزی غلطی برای ایران و عراق کشیدند که به خاطرش یک جنگ هشت ساله راه افتاد. همینطور کویت و عراق. الان امارات دست از جزایر سه گانه ما بر نداشته در حالیکه تمام این منطقه ایرانی نشین بوده. تمام امارات از زمان ساسانیان ایرانی نشین بودند. یمن کاملا ایرانی بود. این وسط عربستان همانطور که از اسمش پیداست کاملا عرب بودند و از نظر نژادی کاملا خالص. غرب عراق و اردن و سوریه و لبنان و فلسطین و اسرائیل الان هم شام بود که بین ایران و روم دست به دست میشد و به هیچ وجه عرب نشین نبود. شرق عراق و بین النهرین هم همه اش ایرانی بود. پایتخت ایران بیش از سیصد سال تیسفون در نزدیکی بغداد امروز بود. ترکیه تا ارزروم همه اش مال روم شرقی یا بیزانس بود که آخر سر به دست سلطان محمد فاتح از اعقاب عثمان سقوط کرد. عثمان هم نوادگان سلجوقیان روم بودند. سلجوقیان روم انشعابی از سلسله سلجوقیان بودند که پس از شکست والریانوس امپراطور روم به دست آلب ارسلان و فتح بخش وسیعی از شام، در این منطقه ساکن شدند. سلجوقیان هم سه طایفه بزرگی بودند که از ترکستان (سرزمینی که از مغولستان شروع می شود و تا ازبکستان و قرقیزستان و شمال ترکمنستان تا شرق دریاچه آرال را شامل می شود).
ایران پس از فتح توسط اعراب مسلمان تا دویست سال هیچ حکومت مستقلی نداشت. ابتدا طاهریان از خراسان بعد صفاریان از سیستان به عنوان ایرانیانی که اعراب به آنها عجم یا فُرس (فارس) می گفتند آمدند. بعدها دیلمیان بودند که تا بغداد رفتند آنان شیعه بودند و به شدت به سنن ایرانی پایبند. غیر از آنها سامانیان هم بودند که محوده حکومت آنها تقریبا تمام خراسان بزرگ بود. بعد از آن در ایران غزنویان سلجوقیان خوارزمشاهیان که همگی ترک های مهاجر از ترکستان بودند در ایران حکومت کردند. پس از حمله مغول و تیمور اولین حکومت مستقل واقعی ایران صفویان ترک بودند. بعد از آن هم افشارها که خودشان از قبایل ترک آذربایجان نشین. ( درباره ترکهای آذری هم حرف دارم) بعد از آن زندها بودند که عملا قومیت فارسی داشتند! یعنی بعد از تقریبا هزار سال یک قبیله لر فارس در ایران حکومت کرد. بعدش هم که قاجارها آمدند و سالها در ایران حکومت کردند البته ترک هم بودند! پهلوی ها در واقع دهاتی بودند که با انگلیسی ها شاه شدند و شاهکارشان همین دعواهای قومیتی بود.
حالا من می خوام بدونم کجا در تاریخ ایران به ترکها ظلم شده. بیش از هزارسال ترکها در ایران حکومت کردند. یعنی بعد از اسلام به جز حدود هشتاد سالی که طاهریان و دیلمیان و صفاریان و سامانیان و حدود پنجاه سالی که زندیان بودند تمامش ترک ها بودند. حالا این وسط پنجاه سال هم پهلوی ها بودند. ترک ها الان طوری اعتراض می کنند انگار هر روز سر یک ترک را می برند و می دهند ضحاک بخورد!!
۲. میگن به ترکها اعتبار کم میدن و بودجه و امکانات و غیره و غیره. اولا که اگر کسی سیستم بودجه بندی برای کشور را قبول داشته باشد می داند بودجه سالیانه را بر اساس پروژه هایش می بندند یعنی اگر نمایند مثلا گیلان بگویند ما به اندازه صد میلیون پروژه دارم به همان اندازه به او بودجه می دهند. الان تبریز بعد از تهران، اراک و اصفهان چهارمین شهر صنعتی کشور است. اراک و اصفهان بیشتر به خاطر شهرک های صنعتی شهرهای صنعتی به شمار می آیند در ضمن اولین اتوبان سراسری کشور هم همین اتوبانی است که از تهران به تبریز می رود اتوبانی که مدتها پیش از اتوبان تهران اصفهان و ... ساخته شد. اگر نماینده های ترک مجلس بودجه پیدا نمی کنند مشکل فارس هاست؟ در ضمن تبریز و حتی مشهد به دلیل نزدیکی به مرز هیچوقت بین کاندیداهای پایتخت نبوده اند. مشهد غیر از دوره نادر هیچوقت پایتخت نبود. تبریز هم فقط در زمان شاه اسماعیل پایتخت بود که صفویان ترک به سبب موقعیت آن پایتخت را به اصفهان ( به قول ترک ها فارس ) منتقل کردند. از نظر علوم ژئوپلوتیک نباید امکانات استراتژیک کشور را در نزدیکی مرزها قرار داد. مثلا احداث بزرگترین پالایشگاه کشور در آبادان بزرگترین اشتباه بود که نتیجه اش را در جریان جنگ دیدید.
۳. دوستان عزیز باید بدانند مهاجرت چیز بدی نیست. به قول دکتر شریعتی مهاجرت تمدن ساز است. اگر آریایی ها از جنوب سیبری به فلات ایران (درستش نجد ایران است) مهاجرت کرده اند، به همان شکل ترک ها هم از ترکستان به ایران کوچ کرده اند و در مناطق مختلف طوایف مختلف آن ساکن شدند و البته با زبان های خاص خودشان هم تکلم کرده اند. اما نباید یادشان برود زبان رسمی کشور فارسی است. زبانی که ادبیاتش نیازی به تعریف و تمجید ندارد. ترک ها باید قبول کنند که مهاجر به ایران هستند همانطور آریایی ها قبول دارند. ما چیزی به نام فارس نداریم، فارس نامی است که اعراب به کل ایران می دادند. اسم منطقه ای از ایران که عموما پایتخت در آن منطقه بود پارس بود. همین!
۴. قبول دارم تمسخر جفا در حق یک نژاد است ولی قبول کنند که من جک ترکی را آنقدر که از خودشان شنیدم از به قول آنها فارسها نشنیدم! ریشه این درگیری ها درست است که از زمان رضا شاه است ولی در این ده دوازده سال اخیر آنقدر در دانشگاه های شمال غرب ایران تبلیغات پان ترکی شده که در تاریخ سابقه نداشته. از طرفی کتاب های امثال این پورپیرار هم دائما چاپ می شود و طرف هرچی از دهانش در آمده به کوروش و داریوش گفته و راست راست راه می رود. حالا اگر یکی به مثلا ستارخان چیزی می گفت چی میشد؟
در پایان، چو ایران نباشد تن من مباد
تكميل: اميد يك يادداشت درباره قوميت هاي ايران نوشته. كار از اين حرفا گذشته. بد نيست روزنامه ايران يك هفته نامه يا حتي يك روزنامه زبان تركي بزند. باور كنيد كلي صداها مي خوابد.
سلام دکتر بهتره اذربایجان بیایی بعدا نظر بدی شیعه بودن ایران مدیون اذربایجان است اما اصلا کسی از این موضوع حرف نمی زند
نویسنده: ه د عجب شیر at سهشنبه،30 ژوئیه 2008........................
من هم به ایرانی بودنم افتخار میکنم هم به ترک بودنم . بچه ها ما همه ایرانی هستیم بیاین به جای تفرقه یه فکر اساسی به حال خودمون و اینده مون بکنیم اگه با هم باشیم ایران خیلی قشنگتره این گربه بدون سر اصلا زیبا نیست ایران بدون آذربایجان،کردستان ،خوزستان ،بلوچستان،لرستان،و بقیه اعضای بدنش کامل نیست زیبا نیست سبز نیست بیاین سبز بمونیم باهم و در کنار هم
نویسنده: باران at یکشنبه،14 ژوئیه 2008........................
فکر می کنم می خواستی کمی متفاوت با بقیه بنویسی ولی نشد. برای اینکه ذهنیتت خرابه. فرهنگی که ازش دفاع می کنی یک فرهنگ ریاکارانه، خیال پرستانه و عوضیه. فکر می کنی چون فارسی زبان رسمی شده هر بلایی میتونید سر بقیه بیارید؟ شماها به دست انگلیسی ها در ایران حاکم شدید وگرنه در طول هزار سال گذشته مشاهده شده که قوم فارس استعداد حاکمیت نداره.
نویسنده: اسکندر at دوشنبه،29 آوریل 2008........................
درود بر شما
وب لاگ جالبي داريد. فرصت كرديد به وب لاگ ناريا 2 كه به نقد آثار پورپيرار مي پردازد سري بزنيد.
نویسنده: آنتی پورپیرار at یکشنبه،23 اکتبر 2006........................
متاسفانه بايد بگم هنوز بسيار سفر بايد...... حرفات خام هست بهتره با سبزي فروش محله تون در ميان بگذاريش
نویسنده: at چهارشنبه،15 ژوئن 2006........................
جلال جونم كوشي
نویسنده: جاويد at سهشنبه،14 ژوئن 2006........................
مردي
نویسنده: شهرام at سهشنبه،14 ژوئن 2006........................
باز مردي!
نویسنده: شهرام at سهشنبه،14 ژوئن 2006........................
باز مردي!
نویسنده: شهرام at سهشنبه،14 ژوئن 2006........................
من سيكي از تركهاي شمال خراسان ميباشم از مقاله بسيار زيباي شما تشكر مكنم. به اميد وحدت و يك دلي تمام ايرانيان
نویسنده: م. لطفي at جمعه، 3 ژوئن 2006........................
جلال عزيزم قربونت برم. كجايي؟!
نویسنده: شهرام at سهشنبه،31 مه 2006........................
با حرف آقاي بهمن موافقم تو هيچ سوادي در اين زمينه نداري. لطفا جمع كن چرندياتو
نویسنده: شراره ابراهيميان at شنبه،28 مه 2006........................
خانه از پاى بست ويران است...
نویسنده: غريبه at شنبه،28 مه 2006........................
من موندم كجاي اين نوشته جلال پاني بود؟
نویسنده: فرامرز at جمعه،27 مه 2006........................
در مورد قوميتها تنها موردي كه باعث ميشه آنها به سمت اين حضرت پان باز اقبال نشون بدن محروميتشونه . واقعا بجز منفعت طلبان وابسته در تبريز و اردبيل و امثالهم همه تركها و آذري ها و كرد ها و ... از امكانات يكسان برخوردارند ؟
يك كرد سني يا يك بلوچ سني چه طور ؟
اگر اين ظلم آشكار قوميتي نباشه مطمپن باش اين پان باز ها اينقدر اقبال پيدا نميكنن .
يا حق
........................
تشوييييييييييييق
نویسنده: محسن حسینیان at پنجشنبه،26 مه 2006........................
واللا من که به عنوان یک ترک مثلا خودم رو نسبت به این جورچیزها بی تفاوت حس می کردم با این یادداشتت خونم به جوشم اومد. یعنی اگه الان پیشم بودی یک کشیده خورده بودی. این نوشته فرقی با نوشته های پان ترک ندارد. پانیسم چه فارسی چه آریایی، ترکی، کردی و ... غیر معقول است.
نویسنده: بهمن at پنجشنبه،26 مه 2006........................

