کشمکش های فلسطین و اسرائیل روز به روز بیشتر می شود. این درگیری ها هم هر روز به خشونت بیشتری منجر می شود. کشته و زخمی شدن تعداد بسیار زیادی از فلسطینی و در محدوده بسیار کمتری از اسرائیلی ها، از طرفی نابودی بسیاری از امکانات زیر بنایی فلسطینی ها، همه و همه معلول اتفاقاتی است که محصول اسارت یک سرجوخه اسرائیلی نیست. ماجرا بیش از اینها ریشه دارد. ریشه ای که به اعماق تاریخ فرو رفته. متاسفانه اکثر رسانه های عمومی ما نتوانسته اند آنطور که لازم است واقعیات را بگویند. سیمای جمهوری اسلامی هم که تکلیفش مسلم است. دائما اخبار کشته های فلسطینی و کلیپ هایی از جنایت های اسرائیلی ها را پخش می کند. این تکرار اینقدر شده که برای مردم ما جریان فلسطین به یک ماجرای معمولی اخبار تبدیل شده. بزرگترین دلیلش هم، ارائه مزخرف ترین اطلاعات ممکن از فلسطین است!
حالا که این رسانه های مرثیه سرا و مدیحه گو، جایی برای کسب اطلاعات نیست، بد نیست خیلی کوتاه به بررسی جایی بپردازیم که بیش از هشتاد سال است شاهد درگیری است و هزاران نفر را قربانی کرده.
اینجا کجاست؟
نام این منطقه در تمام تاریخ بسیار متفاوت بوده. فلسطین و اسرائیل هر دو شاید حدود یک قرن است که رسما بر این منطقه نامیده می شود. منطقه ای که شرق آن رود اردن است، غرب آن دریای مدیترانه، شمال آن به جنوب لبنان محدود است و جنوب آن هم مرز با صحرای سینای مصر. اینجا هیچگاه یک منطقه مستقل نبوده و اکثرا به نام شهرهایش به خصوص بیت المقدس (اورشلیم) شناخته می شده. وضعیت اینجا را باید ابتدا در دوران پیش از تاریخ پیدا کرد. نخستین بار ابراهیم، همسرش ساره را به این منطقه فرستاد تا از دیگر همسرش، هاجر دور باشد و موجب حسادت نشود! آنجا از ساره صاحب فرزندی به نام اسحاق شد که او هم بعدها از پیامبران توحیدی شد. از دیگر حوادث مشهور اینجا ماجرای درگیری های طالوت و جالوت و سلطنت داود و سلیمان (که این دو آخری هم از پیامبران توحیدی بودند). اما اصلی ترین اتفاق اینجا، کوچ یهودیانی است که به سرپرستی موسی از مصر به این منطقه آمدند. ظاهرا موسی نام این جا را زمین مقدس گذاشت. دقت شود که موسی با یهودیان، فارغ از نژادشان به اینجا آمد. نسبت مشترک همراهان موسی فقط یهودی بودنشان بود و نژاد آنها اصلا مطرح نبود. قوم یهود بعدها نیز در همین جا ماندند. شهری که عمده یهودیان در آن زندگی می کردند از طرف خودشان اورشلیم نامیده شد. شهری که تا همین الان هم نام بین المللی آن نیز هست.
اورشلیم معروف ترین نقطه این منطقه بود. فنیقی ها از نخستین حکومت های متمدن در دوران پس از تاریخ (همان دوران پس از اختراع خط) ساکن اینجا بودند. البته منطقه ای كه فنیقی ها ساکنش بودند بیشتر شامل لبنان امروزی بود که البته گاه تا شمال اورشلیم نیز وسعت می یافت. فنیقی ها اولین قومی هم بودند که الفبا را اختراع کردند و مردمانی با شغل تجارت بودند. شاید به همین سبب است که یهودیان هم به تجارت مشهور شده اند!
نخستین روزهای تاریخی
هجوم کشورگشایان بزرگ چون آشور بانی پال آشوری و بخت النصر بابلی هم از دیگر وقایع مهم اینهاست. از جمله بخت النصر که یهودیان را اسیر کرده و با خود به بابل آورد. سرانجام آنها را هم می دانید. آزادی آنها به دست کوروش هخامنشی و باقی قضایا.
این منطقه بعدها یعنی در زمان اشکانیان و تاسیس روم بارها بین ایران و روم دست به دست شد. سرانجام در زمان ساسانیان به طور کامل به دست رومیان افتاد. بعدها عیسی، دیگر پیامبر توحیدی هم در همین جا متولد شد و به پیامبری رسید. بیت المقدس پس از پیامبری محمد (ص) در مکه قبله نخست مسلمانان شد اما بعدها قبله ی آنان به کعبه تغییر کرد. تا اینکه عمر بن خطاب خلیفه دوم مسلمانان به دست خویش آنجا را فتح کرد و اورشلیم را بیت المقدس نامید و مسجد معروف عمر را در آن بنا کرد. بیت المقدس تا هنگام فتح کامل شام به دست مسلمانان در زمان معاویه محل مهاجرت مسلمانان از جمله اعراب شد. معاویه که پایتخت مسلمین را به دمشق منتقل کرده بود، سعی داشت برای کم کردن ارزش مکه تقدس این شهر را به طور کاذب بالا ببرد و دائما بر آن تاکید می کرد که بیت المقدس پایتخت مسلمین بوده.
بیت المقدس و تمام منطقه شامات تا نخستین دوره جنگ های صلیبی تحت حاکمیت مسلمانان بود. در این منطقه مردمان دیگر ادیان الهی از جمله مسیحیان و یهودیان هم در آزادی کامل زندگی می کرد. در اولین جنگ های صلیبی در ۱۰۹۹م. بیت المقدس به اشغال صلیبیان در آمد و جنایت های فراوانی توسط آنان صورت گرفت. صلیبیان نه تنها به مسلمانان بلکه به یهودیان و حتی مسیحیان هم رحم نکردند.
بعدها در دیگر کشمکش های مسلمانان و صلیبیان در زمان صلاح الدین ایوبی سردار ایرانی (کرد نژاد) مسلمانان، بیت المقدس بار دیگر به دست مسلمانان رسید اما صلیبیان فقط خرابه ای از خود به جای گذاشتند! بیت المقدس تا مدتی تحت حاکمیت ایوبیان، بازماندگان صلاح الدین بود بعدها به فاطمیان مصر رسید و سرانجام عثمانیان تا سالها آنجا را به مملکت خود ضمیمه کردند. آنچه در تمام این مدت مشترک بود، زندگی همه ساکنان آن، اعم از تمام ادیان الهی در بیت المقدس بدون هیچ درگیری بود.
دوران استقلال
پایان جنگ جهانی اول نخستین روزهای دردناک مسلمانان بود. پایان حکومت عثمانی یعنی تشکیل تعداد زیادی کشور عربی و غیر عربی. یکی از آنها همین جا بود که آن زمان به نام فلسطین و تحت قیومت انگلستان بود. ۱۹۱۷ آغاز حاکمیت انگلیس علیه اسرائیل بود. ساکنان آن مثل گذشته مسلمانان، مسیحیان و یهودیان بودند. اکثریت با اعراب مسلمان بود که بین آنها ادیان مختلفی بودند. کلسیا، کنیسه و مسجد به تعداد زیاد در بیت المقدس بود. پیش از آن در ۱۸۹۶ در بال سوئیس کنگره ای برگزار شد که سنگ بنای ایده ای به نام صهیونیسم را پایه گذاری کرد. عده ای با تفکرات دائی جان ناپلئونی این ماجرا را هم به انگلیسی ها ربط می دهند. در ۱۸۹۶ که این کنگره تشکیل شد، دولت عثمانی سر پا بود و حاکم آن به گفته خودش خلیفه مسلمین. اما بعدها انگلیسی ها بودند که با تخلیه کامل منطقه از طرفی و مسلح شدن یهودیان از طرف دیگر شرایط را برای تشکیل حکومتی مذهبی و تندرو آماده کرد. مذهبی از این جهت که آنان در دورانی که اکثر حکومت های منطقه به سمت دولت هایی لائیک پیش می رفتند، از جمله ترکیه که وارث عثمانی بود، مذهب را به عنوان یک رکن اساسی وارد حکومت خود کردند. اسرائیل چند جنگ محتلف داشت. از ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۳ اسرائیل دائما در حال درگیری با دولت های عربی منطقه بود. جمال عبدالناصر، بت ناسیونالیست عربی در ژوین ۱۹۶۷ بر اثر بی کفایتی خود بیشترین مناطق را تحویل اسرائیل داد. اسرائیل تا قبل از آن به جز ساحل غربی رود اردن و اطراف آن تمام مناطق فلسطین را داشت اما در جنگ معروف شش روزه در ژوئن ۱۹۶۷ نه تنها این منطقه بلکه تمام صحرای سینا را هم ضمیمه خاک خود کرد. مصر برخلاف اداعای عربی خود بیشترین خیانت را به اعراب کرد! آنان پس از تفاهم انور سادات با اسرائیل صحرای سینا پس گرفتند و به جایش تعهد دادند که دیگر کاری با اسرائیل نداشته باشند در نتیجه بقیه اعراب روی هوا ماندند. بعد ها اسرائیل که به دنبال چریک های سازمان آزادیبخش فلسطین به رهبری یاسر عرفات بود در ۱۹۸۲ به لبنان نیز حمله کرد و تا بیروت پیش تاخت اما پس از عقب نشینی تنها جنوب لبنان را در اشغال خود نگه داشت. از طرفی ملک حسین، شاه اردن هم پس از مصالحه با اسرائیل ساحال شرقی رود اردن را پس گرفت و بیخیال فلسطین شد! ماند سوریه و بلندی های جولان که در همان ژوئن ۱۹۶۷ اشغال شده بود و هنوز هم مانده. چند سال پیش هم اسرائیل با فشارهای حزب الله لبنان مجبور به عقب نشینی از جنوب لبنان شد.
فلسطینی ها چه می خواهند؟
تبلیغات رسمی نظام جمهوری اسلامی ایران می گوید فلسطین یعنی نابودی غده سرطانی اسرائیل! خوب سوال اینجاست با این دولت و این یهودیان چه باید کرد؟ می گویند یک رفراندوم همه چیز را حل می کند. اگر با رفراندوم این موضوع حل می شد که کدام احمقی این همه هزینه برای این درگیری ها می کرد؟
نظر یاسر عرفات رهبر فقید فلسطینی ها، دولتی در حد فاصل غزه و ساحل غربی رود اردن به پایتختی بیت المقدس شرقی بود. مسلما ایده خوبی بود که از حمایت جهانی هم برخوردار شد. نقشه راه که بعدها پی ریزی شد بر همین ایده استوار شد. اما همانطور که پیش از این گفتم سنگ اندازی دیگران مانع این جریان شد.
این یادداشت خیلی طولانی شد. در پست بعدی مفصلا درباره جنگ های اعراب و اسرائیل می نویسم. در این حد باید بدانید که پیش از آمریکا این شوروی بود که تسلیحات اسرائیل را تامین می کرد. این فرانسه بود که اسرائیل را به بمب اتم مجهز کرد نه آمریکا. این انگلیس به همراه فرانسه بودند که در جنگ بر سر کانال سوئز همراه اسرائیل بودند نه آمریکا. این آلمان بود که سرمایه وحشتناکی برای تبلیغ هالوکاست در نظر می گیرد نه آمریکا. از این دست مسائل بسیار است.

