Home : Archive : Contact
« مفهوم مبارزه براي من | Main | جنگ، نه صلح »
 
۳۰ تیر ۱۳۸۵
مفهوم مبارزه براي من

http://www.aimsamerica.org/pitre_war.jpgخدمت آقای امید خان محدث گل، در یک کلام جنگ داریم و دفاع، حمله داریم و ضد حمله، تک داریم و پاتک. البته این اطلاعات کار ما نیست و برادران بهتر از بنده از اونها اطلاع دارند ولی، عرض کنم خدمت شما، از قضا نبرد (نه جنگ) مقدس هم داریم. اول در مورد خود واژه، جناب دکتر حمیدرضا صدر در زمان جام جهانی به نکته جالبی اشاره کرد، گفت مواظب گفتن واژه هایمان باشیم که  هر کدامشان معنی و مفهوم خاص خود را دارند. این هم یکی از آنهاست. بحث بازی با کلمات نیست، اما! باید دقت کنیم هر کلمه ای را به جای خودش به کار ببرید.
دوم اینکه، یک مثال ساده، تکراری و کلیشه شده، همان که می گوید اگر متجاوزی به شما حمله کرد شما ساکت می نشینید و دل به پادرمیانی بزرگان می بندید؟ خوب اینجا هم همینطور است. جنگ هشت ساله خودمان را ببینید. عده ای می گویند جنگ باید در ۳ خرداد ۶۱ تمام می شد. بنده دقیقا اطلاع ندارم اما تا جایی که می دانم در آن زمان هنوز مناطقی در غرب کشور در اختیار صدامیان بود. آیا جایز بود دل به آقایان می نشستیم که شاید پادرمیانی کنند؟ حالا آن موضوع که فراموش شده و خدا را شکر که یک وجب از خاکمان به دست آنها نرسید. بحث لبنان هم همین موضوع است. لبنان به هر دلیلی در ۱۹۸۲ توسط ارتش اسرائیل اشغال شد. اسرائیلی ها تا خود بیروت هم آمدند. خوب این یک وظیفه انسانی است که در مقابل این تجاوز دفاع کرد. از نظر من دل بستن به مذاکرات در هنگام مبارزه آن هم وقتی که طرف خاکت را اشغال کرده عین ننگ و خواری و ذلت است! عین بزدلی و ترسویی و خیانت به خاک و وطن و تمام مردمی است که در کنارمان سالهاست زندگی می کنند. تعارف که نداریم، حالا اسم ما هر چه می خواهد باشد. مبارزه مرگ دارد آوارگی دارد خرابی دارد اما اینها هزینه دفاع از وطن است. همین!
سوم بحث لبنان، لبنان از سال ۲۰۰۰ که موفق به بیرون راندن اسرائیل از جنوب لبنان شد در یک اقدام تحقیرآمیز تعداد بسیاری از اسرای خود را آزاد و به جایش ۲ جسد به آنها تحویل داد! پس از این ماجرا اسرائیل قرار بود آقای سمیر قنطار از سران حزب الله را هم تحویل آنها دهد که نداد. همینطور مزارع شبعا که آنهم هنوز به دست اسرائیلی هاست. در حالیکه این دومی به اذعان تمام نقشه های بین الملل جزئی از خاک لبنان محسوب می شود. این یعنی اسرائیل عملا بخشی از خاک آنها را اشغال کرده است. مقاومت به هر روشی، وظیفه نیروهای حزب الله و تمام مردم لبنان است. این یک نبرد مقدس برای آنان است. البته اگر ما وطن را موجودی مقدس ندانیم خوب مسلما این نبرد هم از سر بیکاری است و جنایت. لبنان نشد می رویم تل آویو چه فرقی دارد؟ (این برای آنهایی بود که وطن برایشان مفهومی ذهنی است)
نکته چهارم هم بحث کیهان و جمهوری اسلامی و بقیه خزعبلات آنها و مزخرفاتی که کامران نجف زاده تحویل می دهد یک موضوع تکراری است. زیدان اعتراف کرد ماتراتزی به او تروریست نگفته حالا هم خدا را شکر بر حمقاتش هنوز پای بند است و می گویند زیدان اصول گرا است. بگذار هپروت آنها سر جایشان باشد. خدا را شکر هنوز آنقدر آدم عاقل در بین سران این مملکت داریم که ما را الکی الکی وسط جنگ هول ندهند. این هایی هم که گفتی کار امروز و دیروزشان نیست. همه اش حرف هایی تکراری است. بگذار اینقدر بگویند تا خسته شوند. فعلا که در کوچه علی چپ سیر می کنند. بزرگترین اشتباه رسانه های جمهوری اسلامی مظلوم نمایی برای حزب الله  است.
در ضمن، اگر معادلات بین المللی را در نظر بگیریم و مسائل سیاست خارجی، که بسیار پیچیده تر از مسائل داخلی است، باید در نظر داشته باشیم هر حکومتی از دموکرات ترین تا دیکتاتورترین نیاز به توسعه دارد. این توسعه نیازمند ملزوماتی است که از راه های مختلف بر می آید. هر حکومتی که داعیه جهان شمولی به هر دلیلی داشته باشد باید نظام و گروه های دیگر را در کشورهای مختلف که همسو با خودش هست همراه کند. به نظر من هیچ ایرادی نداشت ایران صریحا اعلام می کرد حزب الله را حمایت می کنیم و می کردیم!  آمریکا نیاز دارد در کنار هندی های دموکرات با پرویز مشرفی که با کودتا به حکومت رسیده کنار بیاید و این نشان از همان معادله معروف عَرضه و تقاضا است. حقوق بشر و دموکراسی برای آمریکا چیزی جز کشک نیست! برای آنها یک چیز مهم است پول و ثروت برای اغنای آمریکایی ها. هر کشوری باید برای خودش باید ابزارهای بین المللی داشته باشد. این یک اصل اساسی در سیاست است. اگر من آشکارا می گویم دین را باید از سیاست جدا کرد به همین دلیل است. دین سمبل نیکوکاری است اما سیاست پر است از کثافت کاری! آمریکا با عربستانی که هنوز قوانین صحرا نشینی را ندارند رفیق گرمابه و گلستان است اما حماس را که با دموکرات ترین شکل به حکومت می رسد به هیچ جایش حساب نمی کند! اسم این چیست؟ آیا رسیدن به منافع ملی خودش نیست؟
جنگ همراه با تهاجم و جنایت همیشه محکوم است. کاری که آمریکا با افغان ها کرد چیزی جز جنایت نبود. قتل عام و نسل کشی در بوسنی، جنایت های روس ها در چچن، نسل کشی در روآندا، و ده ها مورد دیگر همگی حاکی از خشونت بی پایات است. اما اگر دست قدرمتندی بود که مقابل صرب ها می ایستاد، اگر نیرویی بود که می توانست روس ها را از چچن براند، آیا بازهم چنین اتفاقی می افتاد؟ کمی به خودمان بیاییم. قبول کنیم شعارهای حقوق بشری در بعضی جاها به شدت سکوت می کردند. در فاجعه سردشت کدام سازمان حقوق بشری اعتراض کرد؟ کدام تظاهرات ضدجنگ در جهان علیه عراق و جنایاتش شکل گرفت؟ وقتی عراقی ها به دختران کرد ایرانی تجاوز می کردند (نتیجه اش ده ها انسانی است که امروز در کردستان بدون هویت زندگی می کنند) چرا حقوق بشر و سازمان ملل خفه شده بود؟ وقتی عراقی ها اسیران ایرانی را تا حد مرگ شکنجه می داد صلیب سرخ کدام گوری گم شده بود؟ وقتی عراق زرادخانه  شیمیایی می ساخت برای اینکه بر سر مردم بیگناه ما بریزد، NPT و کوفت و زهرمار کجا بودند؟ جالب ترش همین عراق بود که وقتی به کویت حمله کرد در طرفة العینی تمام جهان علیه اش بسیج شدند! چرا؟ چون آمریکا خواست. البته همه اینها را می گویم تا دلیلی بشود بر این که:
۱. حقوق بشر را فارغ از حکومت ها طلب کنیم نه مثل بعضی ها کاسه گدایی بگیریم و برویم به دامن خارجی ها بیفتیم
۲. نبرد مقدس داریم. برای دفاع از وطن. برای مقابله با دشمنی که چشم به خاک میهن دارد و اصولا عاشق چشم و ابروی ما نیست.
۳. اگر این همه قدرت نمایی آمریکا را می بینید فقط به این دلیل است که آمریکایی ها سیاست لیبرالیسم را پیش گرفته اند. نمی خواهم بگویم لیبرال دموکراسی دقیقا عین برتری است اما بگردید در این نظام فکری دنبال عوامل قدرت آمریکایی ها باشیم. مرگ بر آمریکا نگوییم که عین بی عرضگی است! باید رفت و دید و فهمید که چه کرده اند! نمی گویم مثل آنها شویم اما آیا قدرمتندی در عرصه جهانی چیز بدی است؟

هنوز هم حرف هایی دارم. امید گلم امیدوارم ناراحت نشده باشی. همه این ها نقد کوتاهی بود به یادداشتت.

تکمیل: آی آی برادرای اصولگرا بُل نگیرن! این هیچ ربطی به کسی نداره. بنده دو زار سیاست های فعلی نظام رو نسبت به لبنانی ها قبول ندارم و برای این چرندیات کیهانی هم هیچ ارزشی قائل نیستم.

تکمیل تر: " می‌گويد اين مزارع لبنانی اند، اما به هر حال، لبنانی يا سوری، نه در مناطقی اند كه سازمان ملل اسرائيل ناميده است و نه حتا در فلسطين. سربازان اسرائيلی سال‌ها پيش از مرز رد شده‌اند، و چريك‌های حزب الله يا در شبعای لبنان آنان را اسير گرفته‌اند يا در شبعای سوريه.
و وقتی دو سرباز مسلح را كسی بگيرد و ببرد، معمولا نمی‌گويند «دزديد»، سرباز را به اسارت می‌برند..." از وبلاگ آقای کوروش علیانی
حرف من هم دقیقا همینه. حزب الله کسی رو نزدیده بلکه خود دزد رو گرفته! افتاد؟ در ضمن لبنان ارتشی در حد یک پلیس محلی هم نداره. دریغ از یک هواپیما!

نظرات

سلام...گفتني ها كم نيست....

نویسنده: نجف زاده كامران at پنجشنبه،28 ژوئیه 2006
........................

بين اسراييل و لبنان جنگ تمام نشده بود. اسراييل خودش جنگ را تمام نكرد. اسراي لبنان را كامل پس نداد مزارع شبعا را هم تخليه نكرد. يعني هنوز جنگ پس نبايد نگران باشه!

نویسنده: جلال افشار at پنجشنبه،21 ژوئیه 2006
........................

متاسفم ... بسيار شبيه قلم حسين شريعتمداري بود در كيهان ... توضيحات بيشتر را بعدا خواهم داد ... اما بحث من سر لبنان لعنتي اين اسراييل بي همه چيز نيست ...
من حرفم اينه كه بايد به جاي تشوريق حزب الله براي مقاومت و ادامه جنگ براي خاموش كردن اتش جنگ تلاش كرد ...
متاسفانه بد جور دچار جو ملي گرايي و ناسوناليستي شده ايد تا حدي كه ديگر چيزي را نمي بينيد ...
به حمدالله هنوز فرق تك و پاتك و دفاع و جنگ را مي دانم .
جلال عزيزم تو مي تواني جواب پدر شيمايي مجتبي را بدهي ؟
اونايي كه واسادن كنار گود به ديگران گفتن لنگش كن الان همه تو ويلاهاشون كنار ژيلاهاشون خوابيدن ...
حزب الله اول حمله كرده است و اسراپيل هم جواب داده است .
ناراحتي ندارد برادر من ...اما گاهي اوقات از بعضي دوستان انتظار بيشتري مي رود .

نویسنده: اميد محدث at پنجشنبه،21 ژوئیه 2006
........................

جانا سخن از زبان ما ميگويي . اين اميد گل حرف گوش نميده كه !اميدوارم اين نوع برخورد اصول گرايانه و نه برخورد جو گيرانه در ميان همه بچه هاي اهل اصلاح رواج پيدا كنه .
سر بزن
يا حق

نویسنده: علي سربداريه at پنجشنبه،21 ژوئیه 2006
........................
نام





ذخیره مشخصات شما