Home : Archive : Contact
« اكبر محمدی، همين! | Main | حافظه های ما »
 
۱۰ مرداد ۱۳۸۵
اكبر محمدی، همين!

واقعا اکبر محمدی از دانشجویان درگیر فاجعه ی ۱۸ تیر در زندان درگذشته. امروز در ارشاد که بودیم این خبر هم کم و بیش پیچیده بود. کسی از اون حرفی نزد تا نوبت به عماد الدین باقی رسید. و البته ایشون هم پیش از سخنرانیش خبر رو رسما اعلام کرد.
خارج از تمام مسائل حقوق بشری و غیره باید بگم این موضوع به شدت برای دولت ایران بد شد. اگر وقایع امروز لبنان به خصوص اتفاق دیروز (قانا) نبود، اوضاع بسیار بدتر هم می شد. بعد از قطعنامه شورای امنیت باید منتظر اتفاقات تازه تر بود. البته من هنوز به شدت به این موضوع معتقدم که حقوق بشر چندان برای آمریکایی ها مهم نیست. اگر ده تا اکبر محمدی هم همین اتفاق برایشان می افتاد تفاوتی نمی کرد. به هر حال اون ها در یک اظهار علنی گفتند که برای آنها مسائل اتمی ایران بسیار مهم تر است. با این حال فکر می کنم بهانه خیلی خوبی دستشان آمد هرچند معتقدم موقت است. (یادتون نرفته که اونها چقدر سریع زهرا کاظمی رو فراموش کردند)
برای مقامات هم متاسفم که حماقت را به اوج خودش رساندند. در  شرایطی که در منطقه همه چیز به نفع ایران بود و هست احمق ها به راحتی برگ های برنده شان را دور می ریزند و به جایش برگه های سوخته جمع می کنند.
این وسط شانس آورده اند که تابستان است و تعطیلی دانشگاه وگرنه هیاهویی می شد که جمع کردنش با کرام الکاتبین بود!
اما فرضیه ها! اول، دوستانی می گویند اکبر محمدی کشته شده. اگر کشته شده یا او آن قدر وزنه مهمی بوده که نظام حاضر به پرداخت هزینه مرگ او بود یا آنکه واقعا چنین چیزی نبوده و این کار از سر حماقت آنان بود. فرضیه بعدی مرگ ایشان بعد از اعتصاب غذا بود. اتفاقا به نظر من این یکی خیلی به واقعیت نزدیک تر است. مسلما برای کسی که مدت ها شکنجه های بسیار سنگین را تحمل کرده سالم ماندن زیر اعتصاب غذا بسیار سخت خواهد بود. به این اضافه کنید که اکبر محمدی مثل سازگارا یا گنجی که هر دو از سپاهی های قدیمی و حاضر در جنگ بودند، نیست. کشتن اکبر محمدی هزینه های زیادی را برای نظام دارد. یا آنها آنقدر احمق هستند که این کار را می کنند یا این مرحوم آن قدر مهم بود که پای قتلش می ایستادند. من روی گزینه اول یعنی حماقت معتقدم! مگر اینکه خلافش ثابت شود. که با توجه به سابقه مبارزه های دن کیشوتی بعضی دستگاه ها اصلا بعید نیست!
تکمیل: به این صفحه خبر بی بی سی دقت کنید:
بند یکی مانده به آخر : « البته هر کسی ممکن است که حتی در سنين جوانی بر اثر عارضه های طبيعی فوت کند و کسی در آن مسئوليت نداشته باشد»!!!
و بند آخر: «ولی به توجه به سابقه رفتار زندانبانان جمهوری اسلامی با زندانيان سياسی کشور تا موقعی که ثابت نشود مرگ اکبر محمدی بدون هيچ ترديدی طبيعی بوده است، فعالان حقوق بشر انگشت اتهام را به سمت مقامات زندان اوين دراز خواهند کرد» خدایی این بی بی سی انتهای پدرسوختگی است!

نظرات

چون بي بي سي هم از توبره ميخوره هم از اخور!

نویسنده: سان at دوشنبه، 1 اوت 2006
........................
نام





ذخیره مشخصات شما