Home : Archive : Contact
« آن روزهای تاریخی | Main | MP3 Player »
 
۱۴ مرداد ۱۳۸۵
آن روزهای تاریخی


 


اول که به همین راحتی نبود، یک عده آدم آمدند و داد و بیداد کردند. به هر حال الکی که نبود! قرار بود انقلابی بشود. یکهو همه چیز شلوغ شد، کسی نفهمید چقدر سریع، تمام مملکت زیر و رو شد! این وسط همه ماندند، سرعت این طوفان چقدر زیاد بوده که غیر از دارالعماره، به تبریز هم رسید. از آن هم بیشتر تا اصفهان و رشت و ایلات بختیاری هم رفت! همه اینها زیاد طول نکشید دو سه سال، شاید کمی بیشتر. بماند که اولش فرجامی خوشی نداشت. بماند که مجلس اولش هنوز راه نیفتاده به توپ بسته شد. بماند که کسانی که مجلس را به توپ بستند، اجنبی روس بودند. بماند که ضربه ی خودی ها، بعضي وقت ها از خارجي هايش بدتر بود. از متدینین خدا ترس تا لامذهب های بی دین، گاهی یک انگولکی به ماجرا کردند. ولی گذشت. تمام شد. هر چه بود گاهی سریع گاهی کند، حرکت کرد. چه جنگ هایی که ندید چه قتل ها و اعدام و ترورها را به چشم خودش ندید. اما گذشت. این هم گذشت. مثل همه مراحل تاریخی ما. مثل باقی دوران روشن و تاریک ما. فرقش این است که امروز تحویل ماست. نمی گویم این نوزاد فلان ماهه یا جوان چند ساله. مشروطه ما صد ساله است. مثل مشروطه خانم شهید تقة الاسلام تبریزی. این پیر کهنسال را در یابیم. هنوز دوستش داریم.

***
امروز، تهران، یک جایی نزدیک کوه های دارآباد، همایش بزرگداشت صد ساله مشروطه بود. صحبت زیاد بود. خیلی ها بودند. خیلی ها هم البته نبودند. ما که با دوستان بودیم. کلی حرف زدیم و حرف شنیدیم. چقدر روز شیرینی بود. چقدر دلنشین بود. حس خوبی داشتم. نه به خاطر آدم هایش (بین خودمان باشد، از بعضی هایشان بدجوری بدم می اومد!)، بلکه برای فضایش، برای آنانی که هنوز دوست دارند این خاطره شیرین صد سالگی را هم با دیگران تقسیم کنند آنهم به بهترین شکل. بعضی هایی که تا همین چند وقت پیش در مسند دولتی بودند و خداد تا محافظ داشتند اما امروز همشون تو سر و کله هم بودند. و خاتمی، که بازهم مثل همیشه ما نفهمیدیم جامعه مدنی یا مدینة النبی! بگذریم.
صحبت های زیادی شد و فکر می کنم متن سخنرانی ها به زودی تو اینترنت پخش و پلا می شود. اما جناب آقای ثبوت، مطلبی را از قول مرحوم آخوند خراسانی نقل کرد. گفت، یک روزی یک طلبه ای رفت پیش مرحوم آخوند خراسانی و از ایشان پرسید چرا از مشروعه شیخ فضل الله حمایت نمی کنید؟ ایشان هم گفت، به آقای شیخ فضل الله بگویید در این پنجاه سال قبل از مشروطه که در قید حیات بودند چرا مشروعه به سرشان نزد؟ آن موقع قراردادهای استعماری با روس و انگلیس خلاف شرع نبود؟ حکومت شاهان بدون عدالتخوانه خلاف شرع نبود؟ و... من این ماجرا را نشنیده بودم، خودم هم قبلا درباره چهره شیخ فضل الله حرف هایی زده بودم.

***
فیلمی را نشان دادند از تنها دختر بازمانده شهید تقة الاسلام تبریزی، مصاحبه ای با ایشان که سن زیادی هم داشت. تقة الاسلام از مفاخر مشروطه و به خصوص مشروطه طلبان تبریز بود. غیر از رشادت ها و بزرگی های او یکی از بزرگترین یادگارهای او جمله ای است که همیشه می گفت. «آزاده به دنیا آمدم، آزاد زندگی می کنم، آزاد می میرم» الان اگر کسی این حرف را بزند با یک برچسب لیبرال... دختر تقة الاسلام در روز تاسیس مشروطه به دنیا آمده بود، برای همین به او می گفت «مشروطه خانم» دلنشین ترین صحنه ای که امروز دیدم همین ها بود. همین مشروطه خانم، برخلاف بعضی ها که از سرنوشت ایشان افسرده می شوند، اتفاقا من استوارتر و امیدم بیشتر می شود.

برای همین روزها

مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازه تر کن
ز آه شرر بار این نفس را
بر شکن و زیر و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنج قفس درآ
نغمه آزادی نوع بشر سرا
در نفسی عرصه این خاک تیره را
پر شرر کن
ظلم ظالم، جور صیاد
آشیانم داده بر باد
ای خدا، ای فلک، ای طبیعت
شام تاریک ما را سحر کن
نوبهار است، گل به بار است
ابر چشمم، ژاله بار است
این قفس، چون دلم تنگ و تار است
شعله فکن در قفس آه آتشین
دست طبیعت گل عمر مرا مچین
جانب عاشق نگه ای تازه گل از این
بیشتر کن بیشتر کن
مرغ بی دل، شرح هجران، مختصر مختصر کن
ملک الشعرای بهار
همان روزهای تاریخی...

نظرات

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

Student committee of

human right reporters

تاریخ۱۴/۵/۱۳۸

شماره۹۲-۲۰۰۶
روز جمعه سیزدهم مرداد ماه ۱۳۸۵ روستاي چنگه میان درحومه ي شهرستان آمل شاهد برگزاری مراسمی بود كه به مناسبت شهادت اكبر محمدي از محكومان رديف اول پرونده ي كوي دانشگاه و زنداني سياسي پس از سال هاي ۱۳۷۸ برگزار شد.

از نخستين ساعات بامداد دیروزعليرغم تأكيدهاي مقامات اطلاعاتي و امنيتي مبني بر عدم برگزاري اجتماعات وتظاهرات و تهديد بر جلوگيري از حضور نیروهای سیاسی- دانشجویی ، بسیاری از فعالان سیاسی- احزاب- دانشجویان و نيز از مردم آمل و تهران و شهرهاي اطراف به صورت انفرادي و جمع هاي چند نفره با مراجعه به منزل محمدي ها در شهرستان آمل و تسليت گويي به پدر و مادر داغدار اكبر محمدی و برادر زنداني اش منوچهرمحمدي كه به طور موقت از زندان مرخص شده است اظهار همدردي و تأسف نمودند و تعدادي از آنان به وسيله ي خانواده ي آقاي محمدي به روستاي چنگه میان هدايت شدند.

از ساعت 10 صبح مردم گروه گروه بر مزار شهيد اكبر محمدي حضور پيدا كرده و ضمن اداي احترام با گذاشتن تاج گل بر مزار او به شكوه مراسم افزودند. اوج اين مراسم زماني بود كه در حدود ساعت 11 تعدادي از اعضای احزاب و گروه هاي سياسي كه به طور انفرادي و بعضاً دسته جمعي خود را به شهر آمل رسانيده و بر سر مزار اکبر محمدی حضور يافته بودند، پيمان بستند كه خون به ناحق ريخته شده ي اكبر محمدي را پاس بدارند و از تمهيدات انحرافي كه ممكن است به وسيله ي حاكميت در جهت كتمان حقيقت به كار گرفته شود جلوگيري نمايند.

از جمله ي شركت كنندگان در اين مراسم محمد باقر باطبی، ( پدراحمد باطبي) و سميه بينات (همسر احمد باطبي) و خانواده ي زنداني سياسي اميرحشمت ساران،احمد زيد آبادي (روزنامه نگار)،عبدالله مؤمني (سخنگوي ادوار تحكيم وحدت) ، قدرت الله جعفري (قائم مقام دبير كل و عضو شوراي عالي رهبري حزب پان ايرانيست) ، مهندس رضا كرماني (عضو شوراي عالي رهبري حزب پان ايرانيست) و بسیاری دیگر از شخصیتها و فعالان سیاسی و مدنی بودند. در این مراسم منوچهر محمدی با پوشیدن پیراهن اکبر محمدی یاد او را گرامیداشت، پدر اکبر محمدی نیز در حالی که به شدت میگریست از حاضران خواست تا راه اکبر را ادامه دهند.

گل جهان اشرف پور مادر اکبر محمدی با گذاردن شیرینی و گل بر مزار اکبر محمدی یاد او را گرامیداشت.

مراسم بزرگداشت شهيد اكبرمحمدي پس از پذيرايي از شركت كنندگان به وسيله ي خانواده ي او با خواندن سرود اي ايران بر سر مزار او پايان پذيرفت.

لازم به ذكر است كه قرار بود پس از صرف ناهار مراسم بزرگداشت تا ساعت 4 بعداز ظهر ادامه پيدا كند و تعدادي از دوستان اكبر با بيان خاطراتي از مبارزات و مقاومت هاي او سخنراني نمايند كه اين بخش از برنامه به دليل تهديد هاي عوامل امنيتي لغو گرديد.

عوامل امنیتی همچنین خانواده ی محمدی را تهدید کرده اند که در صورت انجام مصاحبه، منوچهر محمدی را به زندان باز میگردانند.

گفتنی است علی رغم تلاشهای حاکمیت برای جلوگیری از مراسم گرامیداشت اکبر محمدی، این مراسم دیروز بسیار با شکوه برگزار شد، این در حالی بود که وزارت اطلاعات با بازداشت حدود ۴۰ نفر از فعالین دانشجویی- سیاسی که قصد شرکت در مراسم را داشتند، سعی داشت مراسم را با آرامش به پایان برساند.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

Komite_gozareshgar@yahoo.com

Komite.gozareshgar@gmail.com

http://www.komitegozareshgar.blogfa.com

نویسنده: كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر at شنبه، 6 اوت 2006
........................

خيلي دوست داشتم كه بيام اما نشد و ايشالله فردا
اما كاش تو اون روزهاي توفاني يكم دقيق تر عمل ميشد . كاش !
مباركه
يا حق

نویسنده: علی سربداریه at جمعه، 5 اوت 2006
........................
نام





ذخیره مشخصات شما