Home : Archive : Contact
« ای ماهواره‌‌ی اجنبی | Main | اين سرزمين رنگارنگ »
 
۲۶ مرداد ۱۳۸۵
ای ماهواره‌‌ی اجنبی

از اوایل دهه هفتاد موجودی دیگر از خاندان رسانه های مدرن پا به جامعه ی ایرانیان گذاشت. اسم این موجود بشقابی شکل، آنتن ماهواره بود. وقتی وصل می شد به تلویزیون، البته با یک سری ادوات! ناگهان از صفحه تلویزیون چیزهای بی ناموسی پخش می شد! جریان چی بود؟ هیچی، با این بشقاب بزرگ روی پشت بام عین آب خوردن، کلی از شبکه های جهانی برای مردم عزیز ایران قابل رویت بودند. اینجا دیگر خبری از سانسور نبود، یکهو میدیدی زبونم لال! یک آقایی پرید بغل یک خانومی! و بعدش هم کارهای زیر هجده سال ممنوع و باقی ماجرا! دست خودمان که نبود، این فرنگی های ذی شعور بی عفت که خواهر و مادر حالیشون نمی شد، هرچی می خواستند پخش می کردند، فکر نمی کردند اون سر دنیا یک خانواده ای با چهارتا بچه قد و نیم قد آفتاب مهتاب ندیده نشستن و به جای کانال یک و دو اون موقع می خواهند سر شبی یک دلی از عزای سیمای جمهوری اسلامی در بیاورند. نمی فهمند دیگه! کلا این فرنگی ها آدم های نفهمی هستند!
قبل تر ها یک موجود دیگری هم آمده بود. آن موقع ها که وسط جنگ بود، و تلویزیون مشغول ساخت سریال اوشین۱ (نه دوبله آن)! بود، ویدئو هم پا به میان ملت ما گذاشت. البته به همین سادگی هم نبود. باید این بیچاره را توی زنبیل لای پارچه می پیچیدند که خدای نکرده برادرای کمیته نبینند. خوبی این ویدئو این بود که اگر قرار بود، پدر و مادر محترم، قصد دیدن فیلم های زیر هجده سال ممنوع را دارند (بدبختانه نود و نه درصد این فیلم همین شکلی بود!) زودی بچه های عزیر را با جیش و بوس و لالا بدرقه می کردند و خودشان کیف دنیا را می بردند.
اما این بی پدر، ماهواره را می گویم، اصولا این چیزها حالیش نیست. نه زنبیل می فهمد نه جیش و بوس و لالا! پخش زنده دارد، آن هم همه چیز! لامصب یک ساعت دو ساعت هم نیست! کاملا ۲۴ ساعته ملت را خمار خودش می کند. نتیجه چه شد؟ دولتمردان اوایل دهه هفتاد ما، مثل قبلی ها، شناخت خوبی از این دست پرورده های فرنگی های پدرسوخته دارند. بلافاصله ماهواره را ممنوع کردند و خلاص! اوایل با شدت عمل سعی کردند، سر و ته ماجرا را ببندند، اما این تو بمیری از آن قبلی ها نبود. موسسه رسانه های تصویری ساختند و بلافاصله بعدش ویدئو را قانونی کردند و فیلم های سیما را با اندکی سانسور کمتر به خورد ملت دادند اما ماهواره این چیزها حالیش نبود. رفت و رفت و رفت، همین جور روی پشت بام ها عین قارچ رشد می کرد...

***
زمان هم خوب می گذرد، و البته در طول خودش خیلی چیزها را به ما نشان می دهد. نیروی انتظامی دوباره از دنده چپ بلند شده و این بار گیر دادن به یک مورد قدیمی را شروع کرده. مدتی بود که خبری از برنامه های مقابله با ماهواره نبود، اما چی شده که اینها دوباره فیلشون یاد هندوستان کرده خدا می داند. البته این بار برخلاف ادوار گذشته، یگان ویژه پیش قدم شده و قصد دارند ترتیب آنتن ها را بدهند، ولی خوب می دانید که اینجا همه چیز مودی است. موضوع جدیدی برای گیر دادن نبود، هوا هم که کم کم به سمت پاییز می رود و لباس ها هم طبعا پوشیده تر . بنابراین اولین مورد منکراتی همین ماهواره است.
دیگر این جملات «با زور نمی شود» یا «باید کار فرهنگی کرد» یا «مشکل ریشه ای است» و مانندها به شدت تکراری شده. مشکل جای دیگری است. ف ی ل ت ر ی ن گ اینترنت، یا جمع کردن ماهواره، اتفاق جدیدی نیست. یک ترس یا بهتر بگویم یک توهم ترسناک از جریان آزاد اطلاعات است. نگاهی به رویه حزب الله لبنان برای برادران داخلی خالی از لطف نیست. حزب الله لبنان هرگز به فکر بستن نیست، به فکر ساختن است، برای همین شبکه المنار را تاسیس می کند. البته جالب اینجاست که در مملکت ما دستگاه عریض و طویل سیما هم هست و بازهم ... بیخیال! اتفاقا این بار حرف ناگفتنی زیاد نیست. هرچه باید گفته می شده، پیش از این گفته شده، مشکل گوش شنوا است، که نیست!

پی نوشت
۱. جریان اوشین از آن ماجراهای بامزه تلویزیون ایران است. فرشید منافی در رادیو جوان یک حرف بامزه ای زد، گفت اگر دیدین وسط شام یک آقایی به یک آقایی میگه، برای من آب هویج بریز، اما دیدین آب هویج رنگش قرمز، تعجب نکنین، ایراد از گیرنده نیست، مشکل از گوینده است. البته آن بنده خدا هم تقصیر ندارد، متن رو یکی دیگه میده اون فقط می خونه.

عکس: ایسنا - آرش خاموشی

تکمیل: به تازگی عجیب احساس می کنم حتی سلیقه وبلاگ خوندنم هم متفاوت شده. این رو باید به باقی تغییرات اضافه کرد.

نظرات

با سلام. در بلاگچین لینک شد.

نویسنده: بلاگچین at چهارشنبه،17 اوت 2006
........................
نام





ذخیره مشخصات شما