جنگ در لبنان ظاهرا تمام شده، آن هم با قطعنامه ای که آتش بس را خواسته و اسرائیل هم برای اولین بار پذیرفته. اینکه اسرائیل در این جنگ چه دید و حزب الله چه کرد، یک بحث دیگر است. اما اصل ماجرا مربوط به الان است. به هر حال حزب الله به اکثر اهدافش رسید. خارج از تمام اهدافش وزن خودش را بین مردم لبنان به خصوص شیعیان خیلی خیلی بیشتر کرد. تقریبا تمام رسانه های دنیا و خود اسرائیلی ها (البته به صورت تلویحی) قبول کردند که شکست خوردند و البته به نظر من کاملا واضح است. ولی مطمئنم اسرائیل بعد از این اتفاقات و تحقیر بیش از اندازه اش ساکت نمی نشیند. یعنی اگر این کار را بکند کاملا غیر طبیعی است. اسرائیل حداقل تا مدتی دست به اسلحه نخواهد برد، مخصوصا علیه حزب الله. با این حال آنها کماکان هدفشان را دنبال خواهند کرد. تشکیل حکومتی که تهدیدی برای آنها نباشد. باید بپذیریم در خاورمیانه یک شبه جنگ سرد وجود دارد، آن هم بین ایران و اسرائیل. اسرائیل می خواهد از طرف لبنان تهدیدی وجود نداشته باشد. اما چگونه؟ اسرائیل این بار می خواهد به جای اسلحه خودش، حزب الله، یعنی تهدید اول آنها را به دست خود لبنانی ها از بین ببرد، و بهترین راهش اختلافاتی است که مانند آتش زیر خاکستر است. الان ولید جُنبلاط، رهبر حزب سوسیالیست ترقی خواه لبنان به همراه سعد حریری، فرزند رفیق حریری، نخست وزیر فقید لبنان، دعوای با حزب الله را آغاز کرده اند. نسبت به سعد حریری، هنوز تردیدهایی هست اما ولید جنبلاط کسی است که پیش از این سابقه آشکاری در ضدیت و اختلاف با حزب الله داشته. بد نیست نگاهی به لبنانی بیندازیم که جنگ های داخلی را بیش از هر کشوری در خاورمیانه تجربه کرده. جنگ هایی که رد پای حزب ولید جنبلاط آنجا پیدا می شود.
خاورمیانه فعلی، محصول شعاری بود که فاتحان جنگ جهانی اول، سر نعش امپراطوری عثمانی سر دادند. تقویت نهضت های «پان» و تقسیم باقی مانده سرزمین عثمانی، آغاز خاورمیانه جدید بود. بخشی از این تقسیم بندی لبنان بود. لبنان بخشی بود که فرانسوی ها از سوریه جدا کردند و البته طی توافقی با انگلیسی ها. فرانسوی ها بعد از تخلیه منطقه و رها کردن سوریه و لبنان به امان خدا یک سری قوانین را در آنجا از خودشان باقی گذاشتند. در مورد سوریه مشکل چندانی نبود. اکثریت قومی و مذهبی یکسان بود. اما لبنان حکایت متفاوتی داشت. سرزمین رنگارنگ لبنان، با همه کوچکیش کلی دردسر داشت. اول از همه تنوع قومی آنها بود. فرانسوی ها وقتی رفتند یک قانون اساسی تدوین کردند که در راسش تقسیم نهادهای ریاست جمهوری، نخست وزیری و مجلس بود. ریاست جمهوری به مسیحیان رسید. نخست وزیری به سنی ها و مجلس هم به شیعیان. البته این آخری با کش و قوس زیادی همراه بود. این یک قانون شکننده بود. چرا؟ لبنان تنوع جالبی داشت و البته دارد. از نظر نژادی ۶۰ درصد آنان عرب هستند. آسوری ها و سریانی ها ۳۶ درصد ارمنی ها ۴ درصد و کردها ۱ درصد. (این آمارها مسلما ممکن است کمی بالا و پایین باشد) از نظر دینی هم مسلمانان گروه عمده آنجا هستند که خودشان به سنی و شیعه تقسیم می شوند. شیعیان هم به دو دسته دروزی (گرایشی از شیعیان باطنی) و علوی تقسیم می شوند. باقی مردم لبنان هم مسیحی هستند و اقلیت بسیار کمی هم یهودی. این تقسیم بندی نامتوازن مقدمه شروع اختلافات و سپس درگیری های شدیدی بود. به هر حال لبنان ۲۲ نوامبر ۱۹۴۳ مستقل شد، آن هم با کوهی از اختلافات.
***
حمله به یک کاروان عروسی در ۱۳ آوریل ۱۹۷۵، مکان، نزدیکی عین الرمانه! مقابل یک کلیسای مارونی، سرنشینان اتوبوس، عده ای مسلمان لبنانی و فلسطینی. اتفاق ویژه، حضور پیر جمیل رهبر کتائب در این کلیسا. این جرقه ی یک جنگ خونین داخلی بود.
۱. کتائبی ها که بودند؟ سازمان جوانان مسیحی در ۱۹۳۶ تشکیل شد. آنها در زمان خود بزرگترین و قوی ترین گروه در لبنان
بودند و برای خودشان تشکیلات نظامی هم داشتند، یک گروه مسلح کاملا آماده که به آنها فالانژ می گفتند. فالانژها به دلیل خشونت هایشان و از طرفی سازمان اقلیتشان (به دلیل مسیحی بودن) و تاکید بر قومیت و نژاد میان دیگر اقوام لبنان محبوبیتی نداشتند. رهبر آنها همین آقای پیر جمیل بود. البته جالب است که نخستین منطقه ای که آنها به قدرت رسیدند جبل عامل بود. جایی که از گذشته به پایگاه شیعیان لبنان معروف بوده. پیر جمیل در زمان اشغال لبنان توسط فرانسوی ها شعار استقلال طلبی می داد به همین دلیل فرانسوی ها هم کتائب را منحل کردند. در ضمن فالانژها و کتائبی ها به هیچ عنوان معتقد به پان عربیسم نبودند و لبنان را جدای از دیگر کشورهای عرب مسلمان می دانستند. در ۱۹۵۸ وقتی دولت لبنان قدرت مقابله با شورش مسلمانان را نداشت فالانژها را برای مبارزه با مسلمانان فرستاد. در جنگهای ۱۹۷۵ هم یک پای درگیری همین ها بودند. البته کتائبی ها بعد از اشغال بیروت توسط اسرائیل در ۱۹۸۲ و مبارزات علیه اسرائیل توسط شیعیان از قدرتشان به شدت کاسته شد.
۲. اصلی ترین مخالفان کتائب دروزی ها بودند. همانطور که قبلا گفتم شیعیان لبنان به دو دسته علوی و دروزی تقسیم می
شدند. دروزی ها هم گرایشی باطنی (شیعیان هفت امامی) دارند و در اقلیت هستند. اما آن موقع حزبی به نام سوسیالیست مترقی داشتند. رهبر آنها کمال جُنبلاط بود. این حزب بین اقلیت ها گسترده شد. می توان گفت به نوعی بزرگترین مخالف کتائبی ها بودند. کمال جنبلاط از افرادی بود که به شدت تاکید بر عدم قوم گرایی می کرد و خودش را مخالف مذهب می دانست. ولی در دهه ۱۹۷۰ یعنی آغاز درگیری ها حزب خودش را رسما یک حزب دروزی معرفی کرد. (آنان قبلا خودشان را سکولار می دانستند) یکی از شاهکارهای کمال جنبلاط! شکستن آتش بسی بود که امام موسی صدر توانسته بود با کلی زحمت به مدت دو ساعت میان طرفین برقرار کند تا به دنبال راه حلی برای پایان جنگ باشد. در جلسه ای با حضور امام موسی صدر، کمال جنبلاط، جرج حاوی رهبر کونیست ها و دیگر رهبران گروه های چپ برگذار شد، همه متفوق القول نظرات امام را قبول کردند ولی جنبلاط جلسه را به هم زد و اعلام کرد می خواهد به درگیری با کتائب ادامه دهد. نتیجه آن شکستن آتش بس و حمله دوباره فالانژها این بار با کمک اسرائیل بود و سرانجامش هم این بود که فالانژها تمام بیروت را گرفتند و نیروهای مخالف خودشان را از هر مذهب و مسلک بودند تار و مار کردند.
۳. شیعیان چه کردند؟ شیعیان لبنان، به دلیل اوضاع بدی که داشتند عموما به گرایش های چپ می پیوستند و به همین
دلیل کم و بیش با رهبران کمونیست رابطه داشتند. از ۱۹۵۹ که امام موسی صدر به لبنان آمد، اوضاع شیعیان فرق کرد. امام، در لبنان گروه حرکة المحرومین را برای شعیان راه اندازی کرد. با کمک های مالی از ایرانیان به شدت سعی داشت اوضاع جنوب لبنان و شیعیان را بهبود ببخشد. شخص امام موسی صدر تنها کسی بود که مورد احترام همه طوایف لبنانی بود. البته اعتبار خاصی هم نزد سران عرب منطقه به خصوص حافظ اسد هم داشت. امام موسی صدر در آستانه جنگ های داخلی لبنان شاخه نظامی هم تاسیس کرد و نام آن را امل گذاشت که اولین رهبر آن دکتر چمران بود. شیعیان از آن زمان توانستند بخش زیادی از حقوق خود را پس بگیرند. شیعیان در جنگ های داخلی سعی می کردند به دفاع از خودشان بپردازند تا درگیری با دیگران. ماجراهای زیادی هم از اتهامات زیادی که به شیعیان و شخص امام موسی صدر هم در این جنگ ها هم وجود دارد. در حقیقت کتائبی ها عموما امام را به زد و بند با چپ ها و کمونیست ها متهم می کردند. دروزی ها هم امام را متهم به محافظه کاری و امثال آن.
۴. فلسطینی ها این وسط چه کاره بودند؟ بعد از درگیری نیروهای اردنی با آوارگان فلسطینی که به سپتامبر سیاه معروف
شد، نیروهای مقاومت فلسطین و در راس آن یاسر عرفات به سمت شمال یعنی لبنان رفتند. امام موسی صدر از ورود آنان استقبال کرد. این همان زمانی بود که کتائبی ها از نظر نظامی به شدت قدرت داشتند. ولی ورود مقاومت فلسطین، یعنی حضور یک نیروی نظامی قوی یا به عبارت بهتر تنها قدرتی که می توانست جلوی کتائب بایستد برای مخالفان کتائب جالب بود. البته عرفات این بار عاقل تر از این بود که حادثه اردن را دوباره تکرار کند ولی کمال جنبلاط و حزبش آن قدر فلسطینی ها را تحریک کردند تا عاقبت آنها هم سر به شورش برداشتند و علیه کتائبی ها درگیر جنگ شدند. کتائب هم به نوعی متحد اسرائیل بود و از زمانی که بشیر جمیل، پسر پیر جمیل، رهبر کتائب شد، دشمنی با فلسطینی ها شدت گرفت. اسرائیل نمی توانست متحدش را فراموش کند. سرانجام در ۱۹۸۲ وارد خاک لبنان شد و به سرعت هم به بیروت رسید و شهر را اشغال کرد. تنها جایی هم که اسرائیلی ها نتوانستند بگیرند منطقه ضاحیه بیروت بود (همین جایی که در این جنگ بین حزب الله و اسرائیل بارها بمباران شد)
ورود نیروهای سوری به لبنان به درخواست دولت لبنان پایان دور اول جنگ ها بود. همانطور که گفتم در این جنگ ها چند نام خاص به چشم می خورد. کمال جنبلاط یکی از آنها بود که به کارشکنی معروف بود. آیا امروز پسرش (که بعد ترور او رهبر حزب شد) به همان سیاق پدرش خواهد بود؟ ولید جنبلاط پیش از این هم با حزب الله و شیعیان علوی هم مشکل داشت. ولی در زمان جنگ سکوت کرده بود و فقط یکی دو بار بعد از جریان قانا از حزب الله حمایت کرد اما امروز اوضاع فرق کرده. عده ای هستند که در لبنان از قدرت گرفتن حزب الله به شدت ضرر می کنند. اسرائیل هم دقیقا روی همین جا دست خواهد گذاشت.
پی نوشت:
عکس اول یادداشت: corbis عکس افراد به ترتیب از بالا به پایین پیر جمیل، کمال جنبلاط، امام موسی صدر، بشیر جمیل
بيروت ژانويه ۱۹۷۶ یکی از یادداشت های خودم درباره جنگهای داخلی لبنان که خاطره ای بود از دکتر چمران.
منابع:
http://www.warsoflebanon.com
ویکی پدیا: http://en.wikipedia.org/wiki/Lebanese_Civil_War
همشهرجی جوان شماره۶۲ (جنگ هفتاد و دو ملت نوشته حسین وهابیان)
همچنین اگر می خواهید بیشتر ببنید اوضاع لبنان روی نقشه چطور بوده اینجا رو حتما ببنید.
تکمیل: اگر غلطی، گافی، سوتی! چیزی توش داشت حتما حتما حتما بگین. در ضمن اگه خواستین این مطلب رو بردارین خدایی لینکی، اسمی، یادی، خاطره ای هم از ما بکنید. ثواب داره!
دنبال اطلاعاتی درمورد مذهب دروزی ها هستم لطفا اگرسایت یا اطلاعات خاصی از منابع در این زمینه دارید برایم ارسال کنید لطفا منابع فارسی یاترجیحا عربی باشد باتشکر ازمطالب مفیدتون
نویسنده: سید علی مومنی at دوشنبه،25 مارس 2008........................
با سپاس از اطلاعات خوبی که در اختیار من قرار دادید خوب بود . به امید پیروزی وموفقیت پیروان راستین پیامبر (ص)و اهل بیت
نویسنده: مهدی at چهارشنبه، 7 فوریه 2008........................
با سپاس از اطلاعات خوبی که در اختیار من قرار دادید خوب بود . به امید پیروزی وموفقیت پیروان راستین پیامبر (ص)و اهل بیت
نویسنده: مهدی at چهارشنبه، 7 فوریه 2008........................
مقاله مفیدی بود . اما من در جستجوی مطالبی در زمینه عقاید دروزیها هستم. اگر دارید لطفا برام یه ایمیل بزنید. با سپاس
نویسنده: Zed at پنجشنبه،14 دسامبر 2007........................
كسي نيست به اين احمدي نزاد يگه كه گندشو در آورده؟
........................
جلال خيلي خيلي خوشم اومد. فكر كنم مراحل تشريح ماجرا رو كمي بالا پايين گفتي. اما كلا خيلي خوب بود.
نویسنده: شقابق at جمعه،19 اوت 2006........................

