Home : Archive : Contact
« عاشقان را ملت و مذهب خداست | Main | بزرگترين طنز تاريخ »
 
۶ شهریور ۱۳۸۵
عاشقان را ملت و مذهب خداست

هندوان اصطلاح هند مدح
سندیان را اصطلاح سند مدح

من نگردم پاک از تسبیح‌شان
پاک هم ایشان شوند و درفشان

ما زبان را ننگریم و قال را
ما درون را بنگریم و حال را

ناظر قلبیم اگر خاشع بود
گرچه گفت لفظ ناخاضع رود

زآنک دل جوهر بود گفتن عرض
پس طفیل آد عرض جوهر غرض

چند از این الفظا و اضمار و مجاز
سوز خواهم سوز با آن سوز ساز

آتشی از عشق در جان بر فروز
سر به سر فکر و عبارت را بسوز

موسیا آداب‌دانان دیگرند
سوخته جان و روانان دیگرند

عاشقان را هر نفس سوزیدنی است
برده ویران خراج و عشر نیست

گر خطا گوید ورا خاطی مگو
ور بود پر خون شهیدان را مشو

خون شهیدان را ز آب اولی‌تر است
این خطاها از صد ثواب اولی‌تر است

در درون کعبه رسم قبله نیست
چه غم ار غواص را پاچیله نیست

تو ز سر مستان قلاووزی مجو
جامه چاکان را چه فرمایی رفو

ملت عشق از همه دین‌ها جداست
عاشقان را ملت و مذهب خداست

لعل را گر مهر نبود باک نیست
عشق را در دریای غم غمناک نیست

وقتی کلی حرف دارم اما به هیچ شکلی نمی تونم بگم، بهترین راه پناه بردن به جناب مولانا است! نه اینکه دنبال شعر خاصی باشم که در اون حرفام باشه، نه! اون چیزی که با گفتنش کمی سبک بشم، کاری که این چند روز گذشته اول با خواندن «کیمیا خاتون» سعیده قدس،(شرح عاشقی دخترخوانده مولانا و شمس تبریزی، که بعدا درباره‌اش میگم) و تمام کردن چند باره «مائده‌های زمینی» آندره ژید، انجام دادم.

الان که دارم این پست رو تمام می کنم، بازهم می‌روم سراغ «ناتانائیل» آندره ژید!

پی‌نوشت:
شعر هم تابلو که از مولانا هست و البته با اندکی تلخیص

نظرات

اولاْ سلام

دوماْ ممنون كه بهم سر زدي

سوماْ آقا بنر يادت نره كه قول دادي

نویسنده: پاناگوليس at دوشنبه،29 اوت 2006
........................

مولانا را ارادتمندیم شدید!

نویسنده: امیر at دوشنبه،29 اوت 2006
........................
نام





ذخیره مشخصات شما