Home : Archive : Contact
« یک برداشت نادرست | Main | باز هم فوتبال »
 
۱۷ شهریور ۱۳۸۵
یک برداشت نادرست

خداوند انشاالله، تمام ارض ملکوت را برای جناب صاحبش حفظ و حراست کند! که با نوشتن این نقد برای یادداشت خانم نوشین احمدی خراسانی، در رادیو زمانه (به نقل از نشریه نامه) بخشی از داغ دل های ما رو تازه کردند. البته نویسنده این وبلاگ هم مدتی بود از نوشتن در نقد خواهران فمینیستمان، به دلیل تجربه های تلخ پیشین کراهت داشت ولی خوب این بار دست خدا از آستین داریوش خان بیرون آمد.
ذم تاریخ ما اتفاقی است که این روزها تبدیل به یک کلاس خاص نویسندگی برای نگارندگان شده. فحش به کوروش و داریوش و آبا و اجدادشان، لگد به عرفان والای ایرانی، تحقیر ادبیات و موسیقی و هنر باستانی ایرانی، همه و همه مجموعه ای است برای تخدیر تاریخ ما، تا بگوییم ما یک تاریخ سراسر سیاه و کریه داشته ایم و البته چوب ضد زن آن یکی از بهانه هاست تا با ضربه ی آن تلنگری به ما زده باشند، که آهای! گذشته این مملکت هیچی نبوده جز حرمسرا نشینی شاهان مورد علاقه تان! و البته حق دارند بندگان خدا دارند. تمام تاریخ تحقیرشان بوده و بس، حالا این که ایراد از که بوده ما که تاریخ می خوانیم نمی دانیم! فقط یک چیز را می دانم و صریحا عرض می کنم برای بنده یک سوال همیشه وجود داشت، چرا در تاریخ که خانم نوشین احمدی خراسانی ( به گفته خودشان از نصیحت مادربزرگشان گریزان است) این همه مذمتش کرده و تن بیچاره حسن صباح را در قبر لرزانده، این همه به زنان ظلم شده؟ سوال خیلی خیلی خیلی ساده است! می گویند مظلوم بودن عین ظلم است! یا خودشان به خودشان ظلم کرده اند یا مردان آن موقع این قدر قوی بودند، که زنان در مقابل آن ها لام تا کام دم بر نمی آوردند. شاید هم مردان الان ضعیف شده اند، شاید هم زنان قوی شده اند، شاید هم هیچکدام و شاید هم همه شان. مهم این است که به نظر من هر چه هست از خودشان است! شوخی نمی کنم! شاید مغز زنان و مردان امروز کن فیکون شده، کمی فکر کنید، خواهش می کنم کمی فکر کنید؟ چرا؟ چرا ناگهان این اندیشه ها این همه به آدمیزاد هجوم آورده؟ اگر این ها را در ردیف علم قرار دهیم، مثل کشف قانون جاذبه و برق و اختراع تلفن و هواپیما باشد، آن وقت قابل توجیه است که مغز زن و مرد قرن بیست و بیست و یک به آن میزان شعور رسیده که چنین حق و حقوقی را درک کند.
اما نکته بعدی پیرامون همان فرمان تاریخی است، خدا را شکر خود جناب ملکوت، مفصلا به آن اشاره کرده اند و من هم واقعا از خواندنش لذت بردم. ولی برایم عجیب بود که چرا شخصیتی چون خانم نوشین احمدی خراسانی، استناد خود را از چنان کتابی آورده که خود داریوش خان فرموده چه گاف های بزرگی دارد.
در آخر هم باز باید به نویسنده ملکوت عزیز درود بفرستم که بر تفاوت افسانه و تاریخ مطلبی نوشت. تفاوتی که گاه آن قدر آن را غیر قابل تفکیک می کنند، که حقیقت کاملا در آن مجهول و گمشده می شود. استناد به افسانه ها به جای حقایق، گاه چنان اشتباهات غیر قابل بخششی را ایجاد می کند که منجر به سوءتفاهمی بزرگ خواهد شد. البته بنده یادم نمی رود که یکی از فعالان عزیزتر از جان فمینیست ما (که امیدوارم هرچه زودتر سلامتی جسمی شان را به دست آورند) ، دو سال پیش به این جانب گفتند: « دو چیز را از ایرانیان باید گرفت، اول تاریخ دوم نفت!» می بینید که سوء تفاهم چقدر عمیق شده که تاریخ مادر مرده ما را به این موجود کریه و سیاه نسبت می دهند! بگذریم که یکی دیگر از دوستان، با تصور ملی گرا بودن ما سالگرد روز پان ایرانیست ها را یادآوری کرد! ولی چه کنیم که هنوز این برداشت های نادرست سبب چنین بی اعتمادی های بی جهت می شود، بی اعتمادی که در نوشته خانم نوشین احمدی خراسانی کاملا آشکار است.
اگر خدای نکرده خیلی از دست ما شاکی شدین این یادداشت جناب نیکفر را بخوانید، تا انصاف قلبی و عقلی ما را باور کنید.

* خدا به خیر بگذراند که باز ما با دُم شیر بازی کردیم!

کاملا بی ربط: ملت چهارصد امضا (تا این لحظه)  برای آزادی احسان سعیدی جمع کردند! (سرعت جمع آوری این امضا را مقایسه کنید با جمع آوری امضا برای لغو سنگسار!). حالا با بقیه احسان ها چه کنیم؟  برای احسان نرگس اینا  امضا جمع می کنن خوب ما هم بکنیم دیگه! مشکلی داره؟

نظرات
نام





ذخیره مشخصات شما