۱۵ مهر ۱۳۸۵
وقتی من؟
متاسفانه به دلیل دور برگردون مخابرات ما از قرار وبلاگی طنز جا موندیم! به جاش به یک عکسی برخوردم که فهمیدم عین طنزه! اسمش هم «وقتی جلال کمی نمی فهمید!» البته آدمیزاد اصولا جایزالخطا است! یک روز راه افتادیم در ارتفاعات و پوستر یک بنده خدایی رو انداختیم روی سینه مبارک! و نتیجه چیزی شد که می بینید، عکس مذکور بنده هستم. قضاوت با عزیزان خواننده. حالا اگر هم خندتون گرفت، که خوب ثوابش مال آقا عمران صلاحی، نوش جونش. حالا عکس کجاست؟
اینجا را کلیک کنید، می بینید!
مررتبط: پرونده بلاگچین برای همین طنزها
نکته: عکس مربوط رو هم امید گرفته بود، یه جایی اون بالاهای دربند بودیم.
تکمیل: میگن طرف باید دید هنری داشته باشه الکی نیست! با اشاره حسین آقای جاوید فهمیدیم که ای دل غافل، در عکسی که دیدین چهره طرف شبیه قلب شده!
نظرات
........................
........................
هوم...!
نویسنده: نفس سرد at شنبه، 8 اکتبر 2006........................
هوم...!
نویسنده: نفس سرد at شنبه، 8 اکتبر 2006........................

