آزادی در کشورمان در حد خدا! (به قول دوستان باراباس) حکومت رسما به آزادیهای طبیعی و حتی قانونی دهنکجی میکند. روزنامه «روزگار» هنوز به انگشتان یک دست نرسید که مجبور به تعطیلی شد. جریان این است که در جمهوری اسلامی هر کسی خارج از حکومت بیش از اندازه (متراژ اون دست خودشونه) قوی شود یا محبوب شود یا هر چیزی که بالاتر از آنها باشد، سزایش مرگ است، حالا لازم نیست حتمن اعدام شود، به عدد انسانها راه برای مردن و کشتن هست.
«روزگار» بهانه بود، «شرق» هم بهانه بود. عدهای بودند که به نظر آنها کمی بیش از اندازه رشد کرده بودند، مشکل قوچانی بود و آدمهایی که با شرق بزرگ شدند. از این دست اتفاقات کم نبوده. چند روز قبل هم با مدیر بانک پارسیان کاری کردند که تمام بانکهای خصوصی دستشان بیاید که بیخود فکر بلندتر شدن از بانکهای دولتی را نکنند.
تعطیلی «روزگار» به قول الپر از تطعیلی «شرق» دردناکتر بود. راست میگوید، معنی تعطیلی «روزگار» این است که بروید بمیرید! همین! مگر چند روز پیش مجبور نشدیم کند حرکت کنیم؟ میگویند روسها وقتی شوروی بودند! ادعایشان برای ساخت کلاشینکف در مقابل سلاحهای غربی این بود که کلاشینکوف درجا طرف را نمیکشد، زخمی میکند و ۲-۱ نفر را هم برای حمل زخمی مشغول میکند، یا به عبارتی زجرکش میکند! این حکایت ماست، اینبار نگفتند تعطیل، گفتند فلانی را بندازین بیرون، نگفتند اینترنت قطع گفتند سرعت محدود! دو انتخابات نزدیک است که قرار است همزمان باشد، یکی برای انتخاب پایینترین رده مدیران انتخابی و دیگری برای انتخاب بالاترین مقام! جالب است، باید دهانها بسته باشد، تلویزیون هم «من رای میدهم تو رای میدهی» را پخش میکند و... بیخیال. حافظ یک زمانی گفت:
گویند رمز عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتی است که تقریر میکنند
آقایان خوب درس پس میدهند! مبارکشان باد این پیروزیها. در باد اینها بخوابید و برای خودتان لالایی بخوانید که «انرژی هستهای حق مسلم ماست»
پ.ن
چند روز پیش خواندم که ذوالفقار علی بوتو (اگه اشتباه نکنم) نخست وزیز وقت پاکستان گفته بود ما باید بمب اتم داشته باشیم حتی اگر مردم مجبور باشند علف بخورند!

