Home : Archive : Contact
« واقعیتی به نام اسرائیل | Main | ویندوز تو هم؟! »
 
۲۸ مهر ۱۳۸۵
واقعیتی به نام اسرائیل

این‌جا خاورمیانه است، جایی که سال‌ها است رنگ آرامش را ندیده، یک منطقه پر از تضاد. محل رویش نخستین تمدن‌ها، فرهنگ‌ها و ادیان. جایی که اولین بار بشر توانست بخواند و بنویسد. اما خاورمیانه جایی‌ست که از همان آغاز تاریخ با جنگ عجین بوده، ولی در کنار آن بزرگترین تمدن‌ها هم متولد شدند. آیا واقعن تمدن زائیده جنگ است؟ قرار نیست پاسخ این سوال را بدهم، بلکه می‌خواهم بهانه‌ای باشد که یک راست بروم سر اصل مطلب!
پیش از این در چند یادداشت، درباره موجودیت اسرائیل و فلسطین نوشته بودم. من به شخصه با وجود چیزی به نام اسرائیل موافقم. در واقع نیازی نیست که من موافقتی داشته باشم. اسرائیل وجود دارد، چه بخواهیم چه نخواهیم. کشوری که در سازمان ملل تمام و کمال به رسمیت شناخته شده است. همان‌جایی که ایران را به نام جمهوری اسلامی ایران می‌شناسند.
اسرائیل چند دهه پیش از این بر خرابه‌های امپراتوری عثمانی متولد شد. عثمانی که بود؟ گروهی از ترک‌ها که از شرق به غرب آمدند و یک امپراتوری بزرگ را راه انداختند که بیزانس (روم شرقی) را برای همیشه محو کردند و شد یگانه مدافع اسلام از تهاجم غربی‌ها. جنگ جهانی اول به پایان رسید. عثمانی یک طرف جنگ بود. اما حالا زمان آن بود که عثمانی هم به دیار باقی بشتابد. غربی‌ها انتقام بیزانس را بدجور از عثمانی گرفتند! عثمانی رفت و باقی مانده‌اش تکه‌تکه شد. تا صد سال پیش کشوری به نام اسرائیل وجود نداشت. اردن هم نبود، سوریه و عراق و فلسطین هم نبود. همین ترکیه هم نبود. تمام این منطقه تا پیش از اسلام شامل سه کشور بود. ایران، بیزانس و جزیرة‌العرب (که پر بود از قبایل بدوی) عراقی که امروز می‌بینید جایی بود که دجله و فرات آن مرز ایران با رومی‌ها بود. پایتخت ایران (تیسفون) نزدیکی همین بغداد الان بود. از حدود کرکوک تا ساحل شرقی مدیترانه هم «شام» نامیده می‌شد، تمامش برای رومی‌ها بود. ترکیه هم تا ارزنة‌الروم برای ایران بود و باقی تا قسطنتنیه (استانبول الان و کنستانتین‌پول آن زمان) برای روم. جزیرة‌العرب هم آن‌قدر لم یزرع بود که ایران و روم بیخیال آن بودند. بعد از اسلام هم که همه جهان شد دارالاسلام و دارالکفر! منهتا ولایات اسلامی تقسیم شد. از فارس و عراق عرب و عجم و شامات و مصر بقیه تا اندلس همه در سرحدات اسلامی قرار گرفتند.  می‌بینید! تمام این کشور‌ها تا پایان جنگ جهانی اول هیچ موجودیت تاریخی نداشتند.
نتیجه چیست؟ آیا کشورهایی مثل اردن، سوریه یا عراق و فلسطین و حتی ترکیه همگی کشورهایی جعلی نیستند؟ اگر تعریف جمهوری اسلامی را بپذیریم که وجود هر کشوری بر سابقه تاریخی آن استوار است، مثل ایران خودمان، پس تمام این کشورهای عربی به جز عربستان و یمن و مصر، همگی جعلی و بدون پیشینه تاریخی هستند و همگی آن‌ها به صورت استقلال‌طلبانه از عثمانی جدا شدند. تکلیف بوسنی و آلبانی و یونان و بخش‌های دیگر از جنوب شرق اروپا چطور؟ غیر از یونان، باقی آن‌ها هم موجودیت تاریخی خاصی نداشتند، آیا بوسنی و آلبانی که پیش از عثمانی هم دائما زیرمجموعه اسلاوها بودند، امروز جعلی نیستند؟ پاسخ این سوال‌ها را جمهوری اسلامی و کسانی که شعار جعلی بودن اسرائیل را می‌دهند باید بگویند! مهم این است که اسرائیل هم زمان با سوریه (متحد نزدیک ایران) اردن و فلسطین و ترکیه تشکیل شد. حالا با چند سال پیش و پس! تفاوتی ندارد، مهم این است که اسرائیل با جمعی از یهودیان آن منطقه ادعای استقلال کرد.
در واقع چند مساله وجود دارد. ۱. این‌که اسرائیل هست. ۲. اسرائیل یهودیان دنیا را به کشورش آورد. ۳. اسرائیل به همسایگانش تجاوز کرد. ۴. همسایگانش هم به اسرائیل تجاوز کردند. ۵. صهیونیسم چیست؟!
همه این مسائل از هم جدا هستند. درست است که صهیونیسم مدعی تکلیف کشوری یهودی است اما آیا می‌توان گفت شیعه هم حق دارد مدعی کشوری کاملا شیعه از جنوب پاکستان تا جنوب عراق باشد؟ بحث تجاوز هم به نظر من دو طرفه بوده. اعراب منطقه در راس آن مصر نخستین مهاجمان به اسرائیل بودند. البته نباید کتمان کرد که اسرائیل هم با تهاجم‌های گاه و بیگاهش دائما روند هم‌زیستی را برهم زده. در ضمن حق دارد هر کسی را به کشور خودش دعوت کند. ماده ۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر می‌گوید: «هرکس حق دارد شخصیت حقیقی اش در همه جا به رسمیت شناخته شود.»  و ماده ۱۵ هم تاکید می‌کند: «هیچ کس را نباید از حق تغییر تابعیت محروم کرد». یهودیان حق دارند به اسرائیل بروند، همان‌گونه که اعراب حق دارند از سراسر جهان به عربستان بروند. و البته حق عربستان است که آن‌ها را بپذیرد یا نه!
موضوع ساده است! اسرائیل هست. اگر همه این‌ها را هم باور نکنیم، اما امروز در سال ۲۰۰۶ کشوری به نام اسرائیل در دل خاورمیانه وجود دارد که در نزدیکی ایران ما هم قرار گرفنه. این‌که اسرائیل باید نابود شود، شعاری است که تاریخ مصرف آن تمام شده! پایان هر جنگی روزی تمام می‌شود، اسرائیل خوب یا بد امروز وجود دارد. من همان‌گونه که موجودیت حزب‌الله لبنان را به رسمیت می‌شناسم، و قبول دارم آن ها مجبورند تا وقتی از مطمئن نشده اند خطری نیست (به هر حال رسمن با اسرائیل درگیرند)  مسلح بمانند،  همان‌طور که انتخاب حماس را یک حرکت کاملن دموکراتیک می‌دانم، همان‌گونه هم وجود اسرائیل را در مرزهای پیش از ۱۹۶۷ (همانی که سازمان ملل به رسمیت شناخته) نیز قبول دارم.
صلح و آرامش پایدار در خاورمیانه، نه فقط برای ایران، بلکه برای تمام کشورهای منطقه با قطعیت وجود اسرائیل قابل اجراست. می‌گویند با حلواحلوا گفتن دهان شیرین نمی‌شود، «مرگ بر اسرائیل» هم حلوایی است که مدت‌هاست تلخ شده!
اما یک نکته باقی است، ابتدا این مردم لبنان و فلسطین هستند که باید حضور یا عدم حضور اسرائیل را تشخیص بدهند. آنان بودند که بزرگترین رنج ها را کشیده‌اند، ما که از دور فقط شعار می‌دهیم و دایه‌های مهربان‌تر از مادر شده‌ایم!

نظرات

با شما کاملا هم نظر هستم, همه‌ی سرزمین‌ها کمابیش، در گذشته‌ای دور یا نزدیک در تاریخ خود مورد هجوم عده‌ای دیگر قرار گرفته و ترکیب جمعیتی آنها درهم ریخته شده است. همین فلات ایران خودمان، تا پیش از مهاجرت بزرگ آریایی‌ها از استپ‌های سیبری، مردمان و اقوام (غیره آیایی) دیگری زندگی می‌کردند، این اقوام پس از مهاجرت بزرگ اجداد ما، واپس زده شدند، از بین رفته و یا در اکثریت حل شدند. اگر با این شیوه برخورد کنیم بیشتر کشورهای کنونی دولت‌های نامشروع هستند! دیدگاه دیگر اینست که نیروی سیاسی از لوله‌ی تفنگ برمی‌خیزد (کارل مارکس) این یک واقعیت روشن است! اگر اسرائیل (حال به هر گونه) نیروی نظامی کمتری از اعراب داشت، اکنون اسرائیلی وجود نداشت! اما امروز کشوری به این نام وجود دارد و همانگونه که نام آوردید، مانند کشورهای دیگر که پس از جنگ اول بوجود امدند دارای حق حیات است. این نظر صهیونیستی نیست، بلکه یک دید واقع‌گرا و انسانگرایانه است. حتا روشنفکران و سیاستمداران عرب و فلسطینی نیز به این دید رسیده‌اند!

نویسنده: شباهنگ at جمعه،28 اکتبر 2006
........................

فرهاد عزيز تو اگه حرفت حرف حساب بود لااقل اسم واقعي و ميلت رو مي ذاشتي تا جوابت رو بشه داد اما امسال شما كوچك تر و حقير تر و نادان تر از اين حرف ها هستين . مگه نه فرهاد عزيز ... ؟‌
من كاري به خوب يا بد بودنش ندارم .. اما معتقدم تيكه پاره كردن امثال اين فرهاد و اين استشهادي ها هيچ اثري نداره ..خود مردم لبنان و فلسطين هستند كه بايد تصميم بگيرن ... اخه جالبيش اينه اينكه اون ها امثال اين فرهاد و بقيه رو به ت... خودشون هم حساب نمي كنند

نویسنده: اميد محدث at پنجشنبه،20 اکتبر 2006
........................

خيلي جالب بود من هم موافقم.
با اين فلسفه احمقانه فعلي همه بايد با هم بجنگند تا به مرزهاي 3000 سال قبل برسند

نویسنده: رضا رواسي زاده at پنجشنبه،20 اکتبر 2006
........................

صهيونيست بودن كه شاخ و دم نمي خواهد! خوشم مياد داري اعتراف مي كني! لعنت به همتون

نویسنده: فرهاد at پنجشنبه،20 اکتبر 2006
........................
نام





ذخیره مشخصات شما