Home : Archive : Contact
« یک خراب کاری دیگر | Main | سفارش »
 
۲۸ دی ۱۳۸۵
یک خراب کاری دیگر

نمایشگاه کتاب سال ۷۵ بود. کنارش هم جشنواره مطبوعات. آن موقع که خبری از خیلی چیزها نبود. زمان دوری نیست. همین ده سال پیش بود. نه اینترنتی بود و نه وبلاگی. یک «آفتابگردان» تازه کار بود که شده بود همه عشق و حالمان. اما در آن جشنواره چشمم خورد به غرفه ای به نام «خانه روزنامه نگاران جوان» این که آن روز چه شد را کاری ندارم که می شود یک داستان عشقی کش دار اعصاب خورد کن! اما امروز به یادداشتی از حاج آقا زائری (همون محمدرضا زائری که ما به این اسم می شناختیمش!) در وبلاگش برخوردم درباره اتفاقاتی که سرانجام برای «خانه» افتاد و خیال همه را راحت کرد. آن خانه دوست داشتنی سابق عمرش را در همان سال ۷۷ از دست داده بود. این سال های اخیر هم به قول خود زائری فقط یک بیمار نیمه جان زیر کما بود! آن وقتی که به خاطر چاپ نامه ساده دلانه دختری در  نشریه خانه (جدید را می گویم) در را گل گرفتند، در دل خیلی از ماها را هم گل گرفتند.  آن موقع گرم ده ها روزنامه دوم خردادی و اصلاح طلب بودیم و خاتمی عشقمان بود و دموکراسی و آزادی هم لغلغه زبانمان، نفهمیدیم که چه شد. در واقع زود از یادمان رفت. حالا که دستمان از «شرق» هم کوتاه شده تازه می فهمیم آن «خانه» چه بود!
زائری گفته که «خانه» را به نام وزارت ارشاد (و نه فرهنگ) صفار هرندی زد و رفت. ظاهرا خیلی فشار بهش آوردند. اما بدتر از آن این بود که بخشی از ساختمان خانه روزنامه نگاران جوان تبدیل شده به دفتر همین طرح ساماندهی!! آی که چه سوزش عجیبی دارد این خبر. تعطیلی آن به یک طرف، تبدیل  به مرکز ساماندهی یک طرف...
به همین سادگی یک محفل دوستانه و خصوصی شد یک مرکز دولتی! حالم از هرچه نهاد فرهنگی دولتی است به هم می خورد. فرهنگ را چه به دولت؟ یادآور دستگاه فرهنگی شوروی استالینی و هر چه سیستم چپ مزخرفِ سوسیالیستی و کومونیستی دنیاست. از کره شمالی اینور دنیا تا کوبای آن سر دنیا. دولت همیشه دولت است، چپ و راست و مذهبی و لائیک و سکولار ندارد.
تمام شد. همین. فقط می شود گفت آخر سر یکی دیگر از بخش های شیرین خاطرات ما نابود شد و رفت. مثل خیلی چیزهای دیگر. احمدی نژاد و دولتش همین جور به ما هدیه می دهند. خاطره خاصی ندارم چون همه اش از بین رفته. مگر برایمان خاطره ای هم گذاشته اند؟ بیخیال، این هم می گذرد. مثل خیلی های دیگر که گذشت.

یاد آن نشریه های دست سازی که می ساختیم بخیر...

پ.ن
۱. این خط آخر رو آقا رضای عزیزم (که وبلاگ نداره) خوب میدونه!
۲. با یکی از دوستانم درباره صفار هرندی صحبت می کردیم. می گفت صفار به آن خشکی که فکر می کردیم نبود اما فکر کنم بعد از طرح ساماندهی کم کم دارد روی واقعی اش را نشان می دهد.
۳. تنفر از یک چیز یه شبه به وجود نمیاد. زمان می برد و کلی اتفاق باعث می شود این تنفر بیشتر و بیشتر شود.  شاخ و دم هم ندارد. یکی همین است که می بینید. نابود کردن خاطرات!
۴. خودشان با دست

نظرات


سخت نگير جلال جان شيريني زندگي به همين سختي هاست.

راستي يه سري بزن

نویسنده: نظري at دوشنبه، 6 فوریه 2007
........................

سلام
وبلاگ بام ایران فعالیت مجدد خود را آغاز کرد
مقالات جدید
جهاد وبلاگ نویسی
شوالیه های رایانه ای ناتوی فرهنگی
منتظر شما هستم
موفق و موید باشید

نویسنده: MAHDI at شنبه،21 ژانویه 2007
........................

تا بوده چنین بوده سخت نگیر این خوبشه!

نویسنده: داریوش at شنبه،21 ژانویه 2007
........................
نام





ذخیره مشخصات شما