Home : Archive : Contact
« حسین | Main | عاشورا »
 
۸ بهمن ۱۳۸۵
حسین


سرمون رو بزنن، تهمون رو بزنن این دو شب آخری رو بیخیال همه چیز میشیم. امسال هم مثل سالهای قبل باز جو تاسوعا و عاشورا ما رو گرفت. هر سال با یکی از رفقا به هر بهانه ای می رفتیم. امسال هیچکس نبود و منم تنها یه مسجد ساده و دنج گیر آوردم و تنها بودم. این طرح هم قرار بود تو یه مسابقه شرکتش بدهم که نشد.
مقتل خوانی مهدی شریفی رو هم خیلی دوست دارم. توی این دوره زمونه کاری که دقیقا همه فراموش کردند مقتل خوانیه. مقتل خوانی یک سنت قدیمی و شبیه به شاهنامه خوانی که این یکی هم به برکت انقلاب اسلامی تقریبا از بین رفته و جاش رو مداحی های سخیف گرفته. با این حال معدود کسانی هستند که مقتل خوانی هم می کنند یکی از آنها مهدی شریفی عزیز. بخشی از یکی مقتل خوانی های او که سال گذشته نوشتم.
این روزها هم که می بینید آخوندها راه به راه گیر میدن به این مداح ها که شعراتون بده برای اینه که منبر خودشون دیگه مشتری نداره! دقت کردین تا حرفای حاج آقاهه شروعه میشه ملت تشریف می برن اما تا مداح میاد همه دوباره برمی گردن. وگرنه شک ندارم برای اینها فرقی نداره مردم چه جوری گریه کنن! منبر حفظ بشه باقیش با خدا! کی به کیه؟

پ.ن
امروز با یه دوست عزیزی بعد از یک سال و خورده ای آشتی کردیم. چه خوب!

-----------------------------------------------------------------------------------
تکمیل
امروز که با یکی از دوستانم درباره مقتل خوانی و فرقش با روضه و اینجور چیزها صحبت می کردیم و من از مهدی شریفی تعریف می کردم ایشون هم یادآوری یک برنامه رادیویی کرد که الان سالهاست صبح عاشورا تا ظهر از رادیو سراسری پخش میشه که شرح واقعه کربلاست. کسی میدونه اسم گوینده اون برنامه چیه؟ در ضمن دقت کردین تلویزیون چقدر سخنرانی های شریعتی رو پخش میکنه؟ احتمالا به قول امید برای گرفتن حال مداح هاست که تازگی باهاشون سر شاخ شدن.

نظرات

نه! اسمش حسين نيست.

نویسنده: جلال افشار at یکشنبه،29 ژانویه 2007
........................

اسمش "حسين" نيست؟ دونقطه دي

نویسنده: younes at یکشنبه،29 ژانویه 2007
........................

آشتيت خبر خوبي بود ..

نویسنده: اميد محدث at یکشنبه،29 ژانویه 2007
........................
نام





ذخیره مشخصات شما