باور کنید ما نه عکاسیم و نه قصد جسارت به عکاسان عزیز را داریم. اینکه در این روزهای اخیر هی عکس می گذاریم واقعا همه اش اتفاقی است! این سفر ده دوازده ساعته ما بسی جالب بود که شرح مبسوط آن باشد برای بعد!
از تخت جمشید رفتنم فقط یک چیز فهمیدم، وقتی رئیس سازمان میراث فرهنگی یک مملکت مشغول دیدن قر و فر زنان ترک هستند حق دارد حریم بیستونش برای سومین بار شکسته شود، حق دارد تخت جمشیدش تکه پاره شود، حق دارد سعدیه اش عین بیایان باشد و هزاران حق دیگر! بیخیال، این قصه سر دراز دارد که در حوصله من هست نه بقیه.

حافظ و نارنج های اطراف آن
مسجد وکیل است دیگه! 
اینجا در تاریخ قدم می زدم. بی تعارف هویتم را احساس می کردم. اینجا تخت جمشید است.
گویا اینجا در موزه ای که کنار تخت جمشید است جای یک مجسمه بود که دیگر نیست. این را آقایی می گفت که سال گذشته هم تخت جمشید آمده بود. مانند این کم نبود.
تکمیل
"...پس از پايان سخنراني رغد، تعدادي از حاضران در اين مراسم در اعتراض به بردهشدن نام "سيد حسن نصرالله" دبيركل حزبالله لبنان در سخنراني تحليلي يكي از حضار درباره شرايط سياسي منطقه، با ادعاي اينكه نصرالله يك شيعه مزدور ايران و دشمن صدام بوده و پس از اعدام وي در بيروت شيريني پخش كرده است، شعار "مرگ بر ايران" سر دادند..."
بخشی از این مطلب بازتاب

