زندگی بهتر از این نمیشه! میشه؟ حتما شنیدین که استقلال رو از جام باشگاههای آسیا محروم کردن و حتما دلیل مسخره اون رو هم شنیدین! باشگاه استقلال اسامی بازیکنانش رو بعد از موعد مقرر به AFC داده. واقعا مسخره است. اگر چند روز قبل برنامه نود رو نگاه میکردین و حرفهای مدیرعامل جدید رو هم میشنیدین آن وقت الان مثل من این اتفاق چندان برایتان عجیب نبود. آقای مدیرعامل میگفت ترکیب تیم رو هم قلعهنوعی مشخص میکنه و ایشون همه کاره استقلال هستند، از اون طرف خبرنگار از امیرخان!! میپرسید که اونم میگفت «اینجا همه چیز ستادیه»! فوتبال ما عین همه چیز ماست. مگر چند سال پیش نبود که قطری ها یک میلیون دلار از پرسپولیس میخواستند و آنها هم مسخره میکردند وقتی به موعدش رسید تازه همه یادشان افتاد که بعله! انگار خبریه و حتما یادتان هست که خاتمی بیچاره از اعتبار خودش جلوی امیر قطر استفاده کرد و... اصلا راه دور هم نرویم، همین چند ماه پیش و اتفاقات فدراسیون و تیم ملی و باقی ماجرا که میدانید. الان دورهی کوتولههاست. کوتولهها حاکم همه چیز هستند. این استقلال است که فعلا همه کارهاش امیرخانی شده که فعلا دارد برای خودش تاج و تخت سلطانی قرمزها را میسازد ولی بنده خدا بدجور توهم زده و نمی داند که حتی کاریکاتور پروین هم نمیشود. خیلی دوست دارد مثل او لمپن باشد اما هواداران سینه چاک سلطان بی تاج و تخت فعلی قرمزها کجا و لیدرهای پولکی امیرخان کجا!
امیر قلعه نوعی برای استقلال یک کوتوله است! برای تیم ملی هم همینطور. همین او بود که تا دید سران آبیها با گونش ترک مذاکره کردهاند طرح رفاقت با امیدوار رضایی (داداش آقا محسن رضایی!) رو ریخت و پروِژه گونش رو از بیخ و بن زد. همین او بود که در یکی دیگر از برنامه های نود در یک گفتوگوی تلفنی چنان بی مقدمه از مصطفوی تعریف و تمجید کرد که فکر میکنم خود سید داریوش فعلی (مهندس مصطفوی سابق) هم باورش نمیشد. شاید خیلی کارهای او در استقلال قابل تمجید باشد، شاید نوع بازی استقلال در زمان او و از بین بردن خیلی از بده بستانهای بازیکنان در زمان او خوب و اثرگذار بوده اما امیر قلعهنوعی امروز یک لمپن تمام عیار است و قدرت موقتی و پوشالی که فعلا به او دادهاند تمام چشمانش را بسته و دوست دارد همه را لت و پار کند! انگار همه فوتبال ایران اوست و بقیه باید زیر نظر ستاد فوتبال او کار کنند! به قول خودش کل یوم! دست او باشد. یادش باشد که این فدراسیون موقتی است و صفائی فراهانی آدم اهل سازشی مثل مصطفوی نیست، و بعید نیست که با تلگنری او را برکنار کند. البته شاید به همین دلیل است که نمیخواهد به هیچ وجه استقلال را از دست بدهد اما به چه قیمت؟ از بین رفتن این تیم با بودن کوتولههای مثل خودش، آدمی مثل نجفنژاد که بعد از بازگشت از حج میگفت می خواهم بانک استقلال تاسیس کنم! یاد یکی از دیالوگهای فتحعلی اویسی در یکی از این سریالهای ماه رمضان افتادم که به ابوالفضل پورعرب گفت برویم بانک بزنیم، پورعرب در مقابلش گفت یعنی بانک بدزدیم؟ اویسی هم جواب داد نخیر! بانک تاسیس کنیم از اینها که یک شبه تاسیس میشن فرداش پول ملت تو جیبشونه!!
در ضمن امیرخان در راستای باقی حرفاشون گفتن که فوقش جریمه میشویم! چقدر شبیه احمدینژاد حرف میزند! ممکنه که استقلال با ریش سفیدی و من بمیرم تو بمیری درست بشه! حتی ممکن است قهرمان آسیا هم بشود اما به من که مدتهاست خیر سرم استقلالی هستم اصلا نمیچسبد.
و اینکه به پایان مهلت شورای امنیت هم فقط ۶ روز مانده!
حال کردم خدایی .تیترت یک بود. رفت تو لینکدونی
نویسنده: داریوش at یکشنبه،19 فوریه 2007........................

