اصل حرف رو الپر گفت دیگه. سر این اتفاقات فقط افسوس می ماند و بس! واقعا ارزش دارد؟ واقعا به هزینه اش می ارزد؟! اصطلاح جالبی هم به کار برده «مبارزه بازی»! دقیقا درست است. آخرش چه می شود؟ یک اکبر محمدی دوم؟ اکبر محمدی چه شد؟ کجا رفت؟ کجا را گرفت؟ مدعیان حقوق بشر کجایند؟ چند وقت برای آن مرحوم بر سر و صورتشان زدند؟ غربی ها چه؟ آن ها دلشان برای حقوق بشر ایران می سوزد چه؟ جرج بوش و بلر چه؟ چه گفتند؟ فعلا که ورد زبانشان انرژی هسته ای است؟ مردم خودمان چه؟ اصلا می دانند اکبر محمدی کیست؟ دست بردارید! به خدا نمی ارزد، اصلا ارزشش را ندارد که اینطور «مبارزه بازی» کنید. از آن طرف مسئولان امنیتی هم اشتباه می کنند. فوق فوقش می روند پیش چهارتا از این لابی های مخالف جمهوری اسلامی در آمریکا. چه می شود؟ آخرش می شود یک احمد سازگارا که از پول دیک چنی ها زنده است. چقدر استعداد قبل از انقلاب خر رجوی شدند و در آتش خریت او سوختند. حیف است، خیلی حیف. او گناهی نکرده به جز اینکه به گناه دیگران گرفتار شده. همین.
جواب الپر را گذاشته بودم سر فرصت بگويمَ اما گويا هتل درسايي ها همه با هم به هتل و تعطيلات مي روند. وقتي از يك انسان به خاطر هفت سال بي توجهي و بي تفاوتي و بي عدالتي دفاعي بر مباني ارزش هاي انساني صورت مي گيرد و آنوقت كسي و كساني پيدا مي شوند كه در شروع ماجرا آب به آسياب مي ريزندَ حتما دروغ گفتن به مردم هم مي شود عين عدالت و دموكراسي...
يك مثال: در انتخابات شوراي شهر تهران هيچ تخلفي صورت نگرفت. شلوغ كردن و دروغ گفتن به مردم كه ما 11 كانديدا داشتيم هم كه ما ماكياوليست بودن تفاوتي ندارد. اين ها بازي دادن نيست؟ اينها است كه ....
جلال جان يكبار برايت نوشته بودم كه صدا و سيما به مجري چون تو نياز دارد.
در ضمن اين لوگوي مانا نيستاني بهرنگوبلاگت خيلي مياد
........................

