متاسفانه تا کمی آرامش برقرار میشود، دوباره اتفاقی میافتد و روز از نو روزی از نو. بعد از بازداشت گسترده زنان، خبر بسته شدن کنشگران و پس از آن راهی، یک برخورد جدید بود تا نگذارد این چند روز مانده به عید به خوشی سپری شود. میگویند قبل از مبارزه باید روش دشمن را شناخت. مسلم است که اینجا نه جنگی برقرار است نه دشمن و دوست. بلکه فقط تلاش برای رسیدن به حقوق مسلمی است که فقط به خاطر برداشتهای نادرست از همین قانون اساسی فعلی به محاق رفته. نمیخواهم به سیستم هودریسم که تازگی سعی در رو کردن دست این و آن دارد حرف بزنم، اما بد نیست برای دوستانم چند نکته رو یادآوری کنم. این فعالان و دوستان عزیز بد نیست اندکی از درونیات و تفکر طرف مقابلشان هم باخبر باشند. منظورم از تفکر، آراء ایدئولوِژیک آنان نیست، بلکه دلایل برخورد دستگاههای اطلاعاتی و قضایی با آنان است. دلایلی که لازم نیست تلاش زیادی برای فهم آن بکنید یا کوچکترین حرف درباره آن را به حساب جاسوس بودن طرف برای نظام بگذارید!
نظام جمهوری اسلامی به دلایل بسیاری که اصلیترین آن مقابله با غرب و به خصصوص آمریکاست مجبور است که به کوچکترین مسائل حساس باشد. اگر میخواهید بدانید چرا آنها اینقدر به شما حساس شدهاند بد نیست بدانید در بین مقامات امنیتی نظام بررسی پروِژههایی از قبیل دلتا و امثالهم که برنامههای آن حول فعالیتهای اجتماعی یا انقلابهای مخملین است، در اولویت است. این حرف من نیست، حرف کیهان و یا افرادی مثل قدیری ابیانه یا مرکز مطالعات فرهنگی سیاسی است. دقت کنید که آنها مجبورند یا وظیفهشان است که به کوچکترین موردی حتی اگر تخیلی باشد حساس باشند، این وظیفه طبیعی سازمان امنیتی یک نظام است، آنهم نظامی چون جمهوری اسلامی که عملا مقابل تمام غرب به رهبری آمریکا ایستاده. تک تک فعالیتهایی که دوستان ما در کنشگران، راهی یا مرکز فرهنگی زنان میکنند و می کردند، ناخواسته شباهت خاصی به تمام حرفهایی است که آمریکاییها رسما در برنامههایشان بارها و بارها تکرار کردهاند. برنامههایی که مارک پالمر مدیر موسسه freedom house که سایت گذار را رسما برای براندازی حمایت میکند و شرح مبسوط قبلا نوشته شده، تکرار میکند.
به هرحال من فکر میکنم حالا که شاخکهای اطلاعاتی نظام به خاطر وضعیت خاص بینالمللی و برنامههای هستهای حساستر شده، پیشنهاد من برای رفقای فعال ما این است که به جای تقابل و لج بازی با آنها و امضا جمع کردن از این و آن و کارهایی که به شدت آنها را حساس میکند، کمی هم اعتماد سازی کنند. به قول خودتان آنها با مطالبات شما مشکل ندارند مشکل جای دیگری است، باور کنید. البته اگر حسن نیت دارید که من در داشتن آن شکی ندارم.
پ.ن
چند وقتی است که دائما سعی میکنم تمرکزم روی کارهای شخصی و درسیام باشد اما انگار قرار نیست ما چند روز عین آدمیزاد زندگی کنیم.
ببینم الف با چی؟
نویسنده: آدم at شنبه،18 مارس 2007........................
ببين اگه تمركز كردي حتما رمز موفقيت رو به من هم بگو!
نویسنده: ستاره at شنبه،18 مارس 2007........................
جلال جان متاسفانه توهم تاثيرگذار بودن .... باعث شده كه بسياري از چشم ها بسته و بسياري از گوش ها ناشنوا شوند.
عزيز دلم اگر حرفي بزنيم متهم به طرفداري از مرد سالاري هستيم اگر سكوت كنيم متهم به تاييد رفتارشان.
گروهي كه فكر مي كنند چون كاري دارند انجام مي دهند پس ديگران بايد وامدارشان باشند.....
فكر نمي كنم حرفت به گوش شنوايي برسد
........................
...
نویسنده: ناشناس at جمعه،17 مارس 2007........................
تمرکز رو روی چیزهای خوب بذار جون جلال اینقدر انگشت توی کیهان نذار !!
........................

