زندگی من همیشه خدا پر از بالا و پایینی بوده. تجربه های بد و خوب زیاد توی زندگی من فراوان بود. امسال هم یکیش، امسال هم مثل سالهای قبل پر از اتفاقات تلخ و شیرین. سال پایان، پایان یک اتفاق، سال آغاز، آغازی بر پایان آن اتفاق، سال آدم های جدید، سال ایده های جدید، ۸۵ برای من فوق العاده بود. شروعش خوب بود، خیلی خوب، ۸۵ شب سال تحویل بدی داشت، اما خوب شد، ۸۵ نوروز خوبی داشت اما بد شد. ۸۵ بهاری داشت که واقعا بهاری بود، و پایانش گرمٍ گرم، داغ داغ، ابتدای تابستان، پایان بهار بود. ابتدای تابستان داغ بود، خیلی داغ. تابستان ۸۵ هم که تمام می شد، روزهای تلخ به پایان می رسید. روزهای تابستان بد بود، خیلی بد. روزهای خیلی تلخ، پاییز ۸۵ شاید از بهترین پاییزهایم بود. پر از خوبی، پر از زیبایی و خیلی چیزهای دیگر. زمستان ۸۵ اما متفاوت بود، سرد نبود، گرم نبود، اما هرچه بود زشت نبود، زیبا بود، خیلی زیبا.
۸۵ برای من سالی بود که یک تجربه را کامل کردم، سالی بود که برایم حکم برداشت یک محصول را داشت. ۸۵ برایم بیش از اینکه سال کار باشد سال درو بود و این روزهای آخرش بهتر از همیشه.
امروز هم که روز آخر است، این لحظات هم ساعت های پایانی، شیرین تر شد، شیرینی پیدا کردن احساسات جدید، شیرینی خیلی چیزها، شیرینی نزدیکی به عید، شیرینی بوی عیدی، بوی توپ و بوی کاغذ رنگی...
نوروز زیبای من آمده، نوروزی که آن را با هیچ عید و جشن دیگری عوض نمی کنم، نوروز زیبای من، آغاز همه چیز است و هیچ من هستم که نتوانستم با نوروز آغاز کنم. آرزو می کنم و می خواهم که با نوروز آغاز کنم.
نزدیک به نوروز می شوم و من می مانم و او.
حول حالنا
بوی عیدی دانلود کنید
نوروز و تشیع بخوانید

