صریح میگم، من متولد دهه شصت هستم، سال ۱۳۶۱، روزهایی متولد شدم که چند هفته قبلش خرمشهر آزاد شده بود و نظام و فرماندهانش مست از پیروزی ها بودند. من متولد دهه شصت هستم و به قول گنده لات چپ وبلاگستان یک فنچولک! من و هم نسلانم از جنگ و سربازی و اسلحه و تیر و تفنگ متنفریم، می دانی چرا آقای چپ؟ چون وقتی آخر شب کنار هم جمع بودیم ناگهان صدای آن آژیر لعنتی را می شنیدیم. ما از کشتار متنفریم چون یادم نمی رود وقتی عکس فلان جوانک محله رو که برایش حجله عزا گرفته بودند، جوانی که تا چند روز قبلش همسایه ما بود و من رو همیشه دروازه بان گل کوچیک هایش می گذاشت. آقای چپ عشق انقلاب و باروت، من از تفکرات انقلابی مشمئز می شوم، چون تمام دوران دبستانم به جای آنکه مثل باقی کودکان جهان درباره طبیعت و زیبایی و محبت و عشق انشا بنویسیم مجبور بودیم درباره کشته های فلسطینی بنویسیم! آن هم وقتی که هنوز عکس شهدایمان به دیوارها بود. آقای محترم که ظاهرا جای بابای ما شدی تبریک میگم که افتادی روی دور لجن مال کردن خاتمی. خاتمی به قول خودت عرضه نداشت شجاعت نداشت و هزار چیز دیگر را نداشت چون آرمان های چپ شما برایش اهمیت نداشت و از لاشه شماها رد شد و ما دلمان خنک شد! کاش این کار رو محکم تر می کرد. خراب کردن خاتمی که هنر نیست، دو سه بار رجا نیوز و کیهان رو بخونی کلی ایده دستت میاد به جای این مسخره بازی ها! کمی از فاطمه رجبی یاد بگیر که چقدر تنوع در کارش داره.
من و امثال من حداقل چیزی که داریم مدعی نبودن است. ما مثل شما و تازه رفقای بسیجی و حزب اللهیتان از جامعه طلبکار نیستیم. خانواده شهید بودنمان را فریاد نمی زنیم و منتش را بر سر ملت نمی گذاریم. (هرچند مصنوعی داخل پرانتز بگذاریم)
کاش کمی جرات داشتم به سبک کیهان بنویسم بابای ما فنچ ها کیه. من کیهانی نیستم. بلد نیستم مچ گیری کنم اما خوب دستم پره.
نویسنده: یک جوان متولد سال ۶۱ که نه چلچراغ می خونه، نه عضو مشارکته و نه کشت مرده خاتمیه! مشکلش صرفا با امثال شماست و مخصوصا شخص تو سید گرامی!
من هم مثل شما متولد دهه 60 هستم .شايد تجربه عين تجربه شما ندارم اما خوب مي دانم كه بيزاري از جنگ مفهومش چيست
تقديم به گنده لات بدبخت حبس در خود:
يارب آن زاهد خودبين كه بجز عيب نديد
دود آهيش در آيينه ادراك انداز
(اگه بفهمه)
........................
به كوري چشم دشمنان سربازي رو هم استاد كرديم
نویسنده: جلال افشار at پنجشنبه،15 ژوئن 2007........................
حالا چرا سربازي نمي رويد؟ سربازي رفتن كه يك قانون عمومي است. يك دوره از زندگي هر پسر ايراني است. سربازي رفتن جرات مي خواهد برادر.
نویسنده: حميدرضا at پنجشنبه،15 ژوئن 2007........................

