دیدی گفتم خطرناکه حسنی! باید اینجوری می کردنت تو قوطی گلم؟ حالا شبت قشنگ شد؟ مریض شدی یا مریض کردنت؟ جدا معده ات درد گرفته عزیزم؟ یا معده ات رو به درد آوردن؟ باز هم که رفتی قاطی باقالی ها! فکر کردی حالا چهارتا برنامه درباره معتادها درست کنی کارت درست میشه؟ نه برادر من، این جا ایران است، تجربه ماه رمضان دو سال پیش رو یادت رفته بود؟
گویا فرزاد حسنی محترما مریض شده تا اخراج بشود تا برادران و خواهران بسیجی همچنین جامعه متدین ایران دلشون از اینکه فرزاد سردار جون رو اذیت کرده خنک بشه.
در ضمن دروغ های این امیرحسین مدرس هم خیلی تابلو بود. وقتی داشت می گفت فرزاد الان از دل درد داره می میره و منو آوردن جاش، فرزاد حسنی داشت تو استودیو دیگری برنامه دیگری رو برای جام جم آماده می کرد. ما به این چیزا عادت کردیم. این جا کشور دروغگوهاست.
بی ربط:
یک زمانی داریوش هخامنشی در وصیتش دعا کرده بود خدایا مملکت مرا از دروغ و خشکسالی محافظت کن!
مگه دعاش برآورده نشده!؟
نویسنده: الهام at دوشنبه، 7 اوت 2007........................

