بدون مقدمه! من رای می دهم، چرا؟
۱. چند بار تکرار کرده ام اگر ادعای سیاسی داریم، اگر از وضع موجود ناراضی هستیم، اگر نق می زنیم، اگر معترض هستیم و ... یعنی با سیاست های فعلی مخالفیم. برخورد یا بهتر بگویم اعلام مخالفت یا شاید جلوگیری از این سیاست ها نیاز به روش سیاسی دارد. انتخابات و رای دادن یک روش سیاسی است. در انتخابات باید سیاسی عمل کرد، انتخابات نه وظیفه شرعی است نه وظیفه ملی، یک حق است، یک حق سیاسی. شما در یک امر سیاسی نباید با معیارهای ایدئولوژیک و آرمانی عمل کنید. وگرنه می شوید نسخه دیگری از ج.ا که آرمان های ایدئولوژیک آن به منافع ملی ارجحیت دارد.
۲. با انقلاب مخالفم. حتی با انقلاب ۵۷ هم مشکل دارم. شاید تنها نمونه واقعی انقلاب و مورد نیاز انقلاب مشروطه بوده.ایران ۵۷ نیاز به اصلاح داشت همانطور که ایران ۸۸ نیاز به اصلاح دارد. اینکه نظام شاهنشاهی قابلیت اصلاح داشت یا نه، و یا نظام ج.ا هم امکان اصلاح دارد یا نه، بحث دیگری است.
۳. مخالفت با انقلاب یعنی شرکت در پروسه اصلاح. و اصلاح یک پروسه زمان بر است. حتی امکان مرگ موقت آن (از انتخابات شورای دوم شهر تا همین الان) هم وجود دارد. اما می تواند با یک شوک دوباره زنده شود. من به پروسه اصلاح اعتقاد دارم و البته از اینکه در نسلی قرار گرفته ام که باید هزینه های این پروسه را بدهد چندان راضی نیستم. (این یکی رو باید با خدا حل کنم!!)
۴. چون می خواهم اظهار نظر کنم! یعنی چی؟ یعنی وقتی در تاکسی نشسته ام زمانی می توانم احمدی نژاد را نقد کنم یا خدای نکرده از او دفاع کنم که در آمدن یا نیامدن او نقش داشته باشم.
۵. رای ندادن یک حق است، درست مثل رای دادن. اما این یک قاعده در یک کشور آزاد با قواعد واقعی دموکراتیک است نه کشوری با یک آزادی نیم بند و حداقلی از جمهوریت که هر لحظه با بهانه های اسلامی و تند مذهبی تهدید می شود. حقوق انسان ها در جوامع مختلف قابل تغییر یا بهتر بگویم تفسیر متفاوت است. آزادی در فلان روستای عقب افتاده طالبانی یک معنا دارد و آزادی در دل سوئیس و هلند معنی دیگر. بحث بر سر اولویت است.
۶. قلب من راضی به رای دادن نیست. حتی رای دادن با برخی معیارهای عقلی من هم ناسازگار است، اما حاضر به پرداخت هزینه استفاده از حق عدم رای دادن نیستم. عدم رای دادن و تحریم آن باعث انتخاب مجدد احمدی نژاد می شود و این یعنی حفظ وضع موجود و چه بسا بدتر که من راضی به آن نیستم. استفاده از هر حقی گاه هزینه دارد گاهی هم نه. برخی از این حق ها خیلی هزینه بر هستند و من حاضر به پرداخت این همه هزینه نیستم.
۷. اهل این توهم نیستم که با انتخاب محمود احمدی نژاد ج.ا سقوط می کند! چون می دانم خیلی ها به این توهم عمیقا معتقدند. نه! مشکل من با ج.ا نیست. وگرنه خیلی کشورها این پیشوند را دارند، مشکل بر سر یک تفسیر غلط از آن است. مگر بین سالهای ۵۷ تا ۶۰ ج.ا برقرار نبود؟ اگر خشونت های طبیعی یک انقلاب را از آن حذف کنیم به چه نتیجه ای می رسیم؟
اینها دلایل من برای شرکت در انتخابات بود. اعتراف می کنم تا چند ماه پیش تمایلی به شرکت نداشتم. نمی دونم این دلایل کسی رو متقاعد می کنه یا نه، اصراری هم ندارم چون نه در ستاد تبلیغاتی هستم نه چیز دیگه، صرفا یک درددل بود برای آنهایی که شاید دچار تردید باشند. اما اینکه چرا به میرحسین رای می دهم خودش مفصل تر از این حرف هاست و اینکه چرا به کروبی رای نمی دهم را هم می گذارم برای بعدترها.
حرفای شما یه جورایی توش دو دو تا چهار تا داره اما این قانون برای ایران صدق نمی کنه
نویسنده: at شنبه،31 مه 2009........................
احسنت
نویسنده: مهدی at پنجشنبه،15 مه 2009........................

