می دانید! من شخصا به اصل ابطال انتخابات معتقدم. این جمله رو حالا که بیش تر از ۲ هفته گذشته با قوت بیشتری میگم. دلیلش اینه که با نفس این انتخابات به کل مشکل دارم. مقایسه ای که بین فیلم "درباره الی" و "اخراجی ها" کردم همین مساله رو نشان می داد. یک رقابت ناعادلانه که قاضی آن هم آشکارا از یکی از طرفین رقابت حمایت کرده دیگر چه جایی برای اعتراض دارد؟
قضیه خیلی ساده است! بر فرض صحت همین مقدار آرا روند این انتخابات به شدت مشکل داشت. تمام حرف ما این است که ما این شکل برگزاری را مشکل دار می دانیم. آن زمانی که دلایلم را برای شرکت گفتم حداقل امیدواری هایی داشتم اما الان می بینم که آنها تمام آن حداقل های من را هم زیر پا گذاشته اند.
نفس این انتخابات مشکل داشت نه شمارش آرا و رای دادن ها. وقتی به میلیون ها روستایی ساده دل پول های مفت می دهند انتظار دارید بیایند به نامزد ما رای بدهند. مشابه اینها زیاد است.
شک نکن ا.ن رای نیاورده به خدا رای نیاورده من از شهرستانها هم خبر دارم همه اینها تبلیغات پس از انتخابات برای جا انداختن این احمقه به خدا.
این شک رو که تو ذهنامون قویتر کننن تا چند وقت دیگه همه قبول می کنن که ایشون ریس جمهور منتخبن و دیگه همه چی تموم می شه و 4 سال دیگه روز از نو روزی از نو ...همه یادشون می ره که چه بلایی سر آراشون اومد و فکر می کنن چون روستاییها به ا.ن رای دادن پس او رای آورده و هیچ تقلبی صورت نگرفته.
جلال: دوست عزيز منم با شما معتقدم كه راي نياورده ولي ميگم كل انتخابات مشكل داشت. چطور ميشد جلوي پخش كردن پول بين روستاييان ساده دل رو گرفت؟ حرف من اينه تقلب فقط موقع شمارش آرا نيست
نویسنده: at دوشنبه، 7 ژوئیه 2009........................

